بیداری اسلامی، مقدمه ای برای ظهور

بیداری اسلامی، مقدمه ای برای ظهور shia+muslim                   
دهه مهدویت (مهدویت و بیداری اسلامی)

بسم الله الرحمن الرحیم

در زمانی به سر می بریم که دنیای اسلام علی رغم بیداری نسبی که پیدا کرده هنوز زیر چکمه کفر و الحاد به سر می برد و کشورهای مسلمان هنوز تحت سلطه ی حکام وابسته به صهیونیسم و استکبارند و هنوز قوانین مدون غالب کشورهای اسلامی قوانین غیر اسلامی می باشد و به یقین می توان گفت که اگر وضع به همین منوال پیش برود این وابستگی و عقب ماندگی و انحطاط روز به روز عمیق تر و وسیع تر می شود و بنیان آن مستحکم تر می شود و مسلمانان روز به روز از فرهنگ غنی اسلام دورتر خواهند شد و اگر مسلمانان به همین وضع موجودی که در آن به سر می برند ادامه دهند، باز به یقین می توان گفت که طبق سنت لایتغیر الهی هیچ ظهوری رخ نخواهد داد! "ان الله لایتغیر ما بأنفسهم" (1)

و مادامیکه به آیاتی از قرآن که از این قبیل می باشند توجهی نشود وضع همین است که خواهد بود:

"یا أیها الذین امنوا کونوا قوامین بالقسط شهداء لله و لو علی أنفسکم ...." (2) و "یا أیها الذین امنوا کونوا قوامین لله شهداء بالقسط" (3) و "لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط ..." (4) و "قل إنما أعظکم بواحدةٍ أن تقوموا لله مثنی و فرادی ثم تتفکروا ..." (5) و "قولوا لله قانتین" (6)

این آیات خطاب به عموم مۆمنین است، خطاب به خصوص نبی مکرم اسلام یا اولیاء امور نیست بلکه خطاب "یا ایها الذین آمنوا" و "لیقوم الناس" می باشد یعنی مخاطب مۆمنین و عموم مردم می باشند. اگر چه قیام بدون رهبر ممکن نیست که به سرانجام بیانجامد ولی نبود رهبر وظیفه قیام را ساقط نمی کند بلکه وظیفه سنگین پیدا کردن یا طلب کردن رهبر را هم علاوه بر وظیفه قیام، بردوش مردم می نهد پس در واقع دو قیام در امر واجب است یکی قیام برای طلب و یافتن رهبر الهی و دیگری قیام به همراه او علیه ظلم! که هر دو وظیفه عموم مردم است. اگر نداشتن یا در واقع نشناختن رهبر الهی عذر برای عدم قیام باشد پس برای بشر تا میلیاردها سال دیگر هم منجی نخواهد آمد و این برخلاف تعلیمات ادیان آسمانی و خصوصا اسلام می باشد.
اگر چه قیام بدون رهبر ممکن نیست که به سرانجام بیانجامد ولی نبود رهبر وظیفه قیام را ساقط نمی کند بلکه وظیفه سنگین پیدا کردن یا طلب کردن رهبر را هم علاوه بر وظیفه قیام، بردوش مردم می نهد پس در واقع دو قیام در امر واجب است یکی قیام برای طلب و یافتن رهبر الهی و دیگری قیام به همراه او علیه ظلم! که هر دو وظیفه عموم مردم است. اگر نداشتن یا در واقع نشناختن رهبر الهی عذر برای عدم قیام باشد پس برای بشر تا میلیاردها سال دیگر هم منجی نخواهد آمد و این برخلاف تعلیمات ادیان آسمانی و خصوصا اسلام می باشد

اکنون کمی تأمل کنیم ببینیم چرا این دستورات الهی که در قرآن بدان اشاره رفته، قریب به 1400 سال است که عملی نشده و تاکی قرار است که عمل نشود!؟

همه می دانیم که یکی از اصلی ترین شعارهای دین اسلام حرمت ذلت پذیری مسلمانان از کفار است:

"ولن یجعل الله للکافرین علی المۆمنین سبیلا" (7) که از آن به قاعده نفی سبیل نیز تعبیر می شود و همچنین دستور کفر ورزیدن به طاغوت که در قرآن آمده روی دیگر همین سکه می باشد:

"یریدون أن یتحاکموا إلی الطاغوت و قد أمروا أن یکفروا به" (8)

سر منشأ همه این بدبختیها و گرفتاریها که دنیای اسلام را فرا گرفته، سیطره تفکر جبرگرایی از جانب بنی امیه برپیکر دنیای اسلام می باشد یعنی این تفکر که مبارزه با حاکم حتی اگر طاغوت باشد مبارزه با اولوالأمر است و خروج برحاکم حتی اگر مثل یزیدبن معاویه باشد و شخص قیام کننده حتی اگر مثل حسین بن علی علیهما السلام باشد، خروج برخلیفه رسول الله است و حرام است و خروج کننده مستحق قتل و غارت و هر نوع تجاوز گری می باشد!

بیماری ابتلا به این تفکر منحط که خلاف دستورات صریح ادیان آسمانی و خصوصا قرآن می باشد امت اسلامی را به طعمه و شکاری بیمار تبدیل نموده که گرگان گرسنه و لاشخوران را منتظر چشم برهم نهادن است!

آری، شکننده تر از تسلط استکبار بر دنیای اسلام تفکر و حرمت مبارزه است که از جانب آخوندهای درباری سعودی و وهابی در دنیای اسلام ترویج می شود، حدیث: "من مات و لم یعرف امام زمان مات میتة الجاهلیة" که مقبول در نزد فریقین است در نزد آنها برحاکم امت اسلامی تطبیق می شود حال فرقی نمی کند که آن حاکم از چه راهی به حکومت رسیده باشد معمر باشد یا ملک عبدالله، یزید باشد یا معاویه حتی اگر مثل آل سعود از راه ظلم و ستم و حمایت جهان استکبار و صهیونیسم نیز به قدرت رسیده باشد باز هم امام زمان است که واجب الاطاعه می باشد!

بنی امیه در آغاز به قدرت رسیدن به شدت تفکر جبر گرایی و اشعری گری را ترویج کردند چرا؟
اسلامی بیداری

"زیرا اگر حاکمی ظالم است و غارتگر و مفسد خداوند خواسته است که این گونه باشد حال اگر کسی با چنین حاکمی مخالفت کند در واقع با خواست خدا مخالفت کرده و اگر خدا ظلم و فساد چنین حاکمی را نمی خواست جلوی او را می گرفت و با قدرت مطلقه خودنمی گذاشت که او فساد کند!"

یعنی دقیقا همان حرف مشرکین که می گفتند: "لوشاء الله ما أشرکنا" (9) و "لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شیء" (10) چنانچه ابن زیاد لعنه الله خطاب به مجلله زینب علیها السلام گفت: آیا دیدی خدا با خاندان تو چگونه رفتار کرد! (11) و خطاب به علی بن الحسین علیهما السلام نیز گفت: مگر حسین بن علی را خدا نکشت! (12)

و حال آنکه خداوند صراحتا با چنین تفکری مخالفت فرموده و در قر آن بیان داشته است که:

"ذلک بأن الله لم یک مغیرا نعمة أنعمها علی قوم حتی یغیروا ما بأنفسهم" (13) یا "ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بأنفسهم" (14) یعنی خدا سرنوشت هیچ امتی را جبرا تعیین نمی کند بلکه سنت خدا این چنین است که در هیچ امتی بدون اراده آن است، هیچ تغییری رخ ندهد!

اما متاسفانه در اثر شدت سیطره این فکر در امت اسلامی رشحاتی از آن در برخی زمانها و مکانها در بین شیعیان رواج یافته است!

جعل روایاتی مبنی برحرمت قیام علیه طاغوت و ظالمان که در بعضی از کتب شیعه (15) راه یافته از همین قبیل است و حال آنکه این فکر علاوه برمخالفت با آیاتی از قرآن که ذکر شدبا سائر روایات (16) و بلکه با سیره خود اهل بیت علیهم السلام که تمام عمر خود را در راه مبارزه با طواغیت بنی امیه و بنی عباس صرف نمودند سازگاری ندارد. (17)

آری،شکننده تر از تسلط استکبار بردنیای اسلام تفکر و حرمت مبارزه است که از جانب آخوندهای درباری سعودی و وهابی در دنیای اسلام ترویج می شود،حدیث: "من مات و لم یعرف امام زمان مات میتة الجاهلیة"که مقبول در نزد فریقین است در نزد آنها برحاکم امت اسلامی تطبیق می شود حال فرقی نمی کند که آن حاکم از چه راهی به حکومت رسیده باشد معمر باشد یا ملک عبدالله،یزید باشد یا معاویه حتی اگر مثل آل سعود از راه ظلم و ستم و حمایت جهان استکبار و صهیونیسم نیز به قدرت رسیده باشد باز هم امام زمان است که واجب الاطاعه می باشد!

مصداق بسیار بارز آن قیام امام حسین علیه السلام است که الگوی آزادگان جهان است تا جایی که گاندی رهبر قیام مردم هند علیه استعمار انگلیس می گوید: من درس خود را از حسین بن علی آموختم و جمله معروف امام را فراموش نمی کنیم که فرمودند: تکلیف ما را سیدالشهداء معین نموده اند.

این تفکر منحط که سرچشمه گرفته از راحت طلبی و هواهای نفسانی است در بنی اسرائیل نیز وجود داشت که به موسی گفتند: تو خود با خدای خود برو و با آن قوم ظالم که برما مسلط شده اند بجنگ و با آنان مقاتله کن، "فاذهب أنت و ربک فقاتلا إنا هاهنا قاعدون" (18)

به جای اینکه بگویند ما اهل قیامیم صریحا می گفتند: ما اهل قعود هستیم "انا هاهنا قاعدون" شاید بعضی از تفکرات که در بعضی از اقشار جامعه خودمان رسوخ نموده نیزاز همین قبیل باشد مثل اینکه "تا با کوچکترین مشکل و معضلی مواجه می شوند به جای کوشش در رفع آن و یا به جای امر به معروف و نهی از منکر با ارائه طرحی برای حل آن می گویند: خدا صاحب این مملکت را برساند! البته ملت بزرگوار ایران در مقاطع حساسی امتحانات بسیار خوبی پس داده است و به آیات قرآن که ذکر شد در جنگ تحمیلی و قیام علیه رژیم منحوس پهلوی و در بسیاری دیگر از مواقع عمل نموده که باید استمرار یابد و به این حقیقت وسعت و عمق بیشتر بخشد.

در بعضی از فیلمهای مستند که از تظاهرات قبل از انقلاب علیه رژیم ضبط شده مشاهده کردیم که پرچم بسیار بزرگی بردوش مردم است که روی آن نوشته بود: "إن الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بأنفسهم" (19) با مراجعه به صحیفه امام (ره) نیز در می یابیم که اولین نامه سیاسی حضرت امام (ره) صدر آن مزین است به آیه ی "انما أعظکم بواحدة أن تقوموا لله مثنی و فرادی" (20) پیروزی ملت ایران در این 33 سال گذشته در موارد مکرر بزرگترین دلیل بر دروغ بودن یا تقیه ای بودن روایاتی است که می گوید: هر قیامی قبل از قیام قائم (عج) شکست خواهد خورد! (21)

بلکه به جد می توان گفت تا ملتها علیه طاغوتهای کشور خود قیام نکنند زمینه ظهور منجی جهانی فراهم نخواهد شد! "اللهم عجل لولیک الفرج"

پی نوشت ها:

1-     سوره رعد – آیه 11

2-     سوره نسا – آیه 135

3-     سوره مائده – آیه 8

4-     سوره حدید – آیه 25

5-     سوره سبأ – آیه 46

6-      سوره بقره – آیه 238

7-     سوره نساء – آیه 141

8-     سوره نساء – آیه 60

9-     سوره انعام – آیه 148

10- سوره نحل – آیه 35

11- ارشاد مفید – ج2، ص120

12- همان – ص121

13- سوره انفال – آیه 53

14- سوره رعد – آیه 11

15- وسائل الشیعة – ابواب جهاد، باب 13

16-  همان ، باب 13، حدیث 1

17- برای تحقیق بیشتر مراجعه شود به "ولایة الامر فی عصر الغیبة" للحائری ص72 به بعد

18- سوره مائده – آیه 24

19- سوره رعد – آیه 11

20- سوره سبأ – آیه 46

21- رسائل الشیعة – ابواب جهاد، باب 13، حدیث 2

نویسنده: حمید حاج علی(مدرس حوزه علمیه )

نظرات

فقط اعضای سایت قادر به استفاده از بخش نظرات هستند.