خراسان می‌دهد بوی مدینه

خراسان می‌دهد بوی مدینه shia+muslim                   
غلامرضا سازگار

خراسان می‎دهد بوی مدینه

خراسان کوه غم دارد به سینه

خراسان را سراسر غم گرفته

در و دیوار آن ماتم گرفته

خراسان! کو امام مهربانت؟

چه کردی با گرامی میهمانت؟

خراسان راز دل‎ها با رضا داشت

چه شب‎هایی که ذکر یا رضا داشت

خراسان کربلای دیگر ماست

مزار زاده‎ی پیغمبر ماست

خراسان! می‌دهد خاکت گواهی

ز مظلومی، شهیدی، بی گناهی

به دل داغ امامت را نهادند

امامت را به غربت زهر دادند

دریغا! میهمان در خانه کشتند

چه تنها و چه مظلومانه کشتند

امامِ اِنس و جان را زهر دادند

به تهدید و به ظلم و قهر دادند

ز نارِ زهرِ دشمن، نور می‎سوخت

سرا پا همچو نخل طور می‎سوخت

ز جا برخاست با رنگ پریده

غریبانه، عبا بر سر کشیده

گهی بی‎تاب و گه در تاب می‎شد

همه چون شمع روشن آب می‎شد

میان حجره‌ی در بسته می‌سوخت

نمی‌زد دم ولی پیوسته می‌سوخت

ز هفده خواهر والا تبارش

دریغا کس نبودی در کنارش

به خود پیچید و تنها دست و پا زد

جوادش را، جوادش را صدا زد

دلش دریای خون، چشمش به در بود

امیدش دیدن روی پسر بود

پدر می‎گشت قلبش پاره پاره

پسر می‎کرد بر حالش نظاره

پدر چون شمع سوزان آب می‌شد

پسر هم مثل او بی‎تاب می‌شد

پدر آهسته چشم خویش می‎بست

پسر می‎دید و جان می‌داد از دست

پسر از پرده‎ی دل ناله سر داد

پدر هم جان در آغوش پسر داد 



کلید واژه های مطلب: خراسان   Ù…ی‌دهد   Ø¨ÙˆÛŒ   Ù…دینه   shia   muslim   

نظرات

فقط اعضای سایت قادر به استفاده از بخش نظرات هستند.