غصه‌های بی قصه یا قصه‌های بی غصه

غصه‌های بی قصه یا قصه‌های بی غصه shia+muslim                   
در همین لحظات که حواسها به جاهای دیگری پرت است، جوانانی ازجنس مقاومت وایستادگی در غزه، شبها غم ازدست دادن همرزمشان را که اخیرا در وحشیگری‌های صهیونیستها شهید شده میخورند و همانند سالهایی که جوانیشان در زیر گلوله، موشک و جنگ مدفون شد با غصه وبا آرزوی رهایی قدس سر بر بالین میگذارند.

بسم الله الرحمن الرحیم

با تمام احساسات و از اعماق قلبمان، درحالی که در دوره عجیبی زندگی می‌کنیم که قصه‌های بی ارزش برایمان ارزشمند شده اند، داستانهایی به طرز شگفت انگیزی آدم‌ها را سحر کرده اند. این روزها داستانی به نام جام جهانی انسانهای دنیا را بی تفاوت کرده است؛ بی تفاوت نسبت به همه ارزشها.

این روزها مردم توجه بیشتری به حذف اسپانیا و ایتالیا و انگلیس دارند. این روزها مردم دنیا نگران مصدومیت نیمار هستند و حسرت را میخورند که دیگر نمیتواند درجام جهانی بازی کند .این روزها همه به فکر پیدا کردن مربی برای تیم ملی هستند و دغدغه این موضوع خیلی خیلی مهم(؟!) را دارند. این روزها کیروش به قهرمان ملی کشور تبدیل شده است. مغز و قلب مردم به جای آنکه جای کسی باشد که باید باشد، جای مسی و مولروروبن و... است.

هنرمندان ارزشی و بسیار مردمی، پس از سفر بسیار بسیار بسیار سختشان و با هنرمندیهایی که از خودشان نشان دادند خیلی شیک وخوشحال و البته باز هم طلبکارانه از عالم و آدم، پر افتخار(!) به میهنمان بازگشتند. ستارهایی که ما آنها را ستاره کردیم. همونطور که میدانید ماه از خودش هیچ نوری ندارد، هرچه که دارد از روشنایی خورشید است. این ستاره‌های مصنوعی هم از خودشان هیچ نوری ندارند. ستاره هایی که پول، شهرت و سحر رسانه تنها عواملی است که آنها را در چشم‌ها بزک کرده، در مغزها شستشو داده و در قلب‌ها جای داده است.

اما آیا غصه‌های این قصه‌ها تا چه حد ارزشمند و ناب هستند؟ اصلا آیا غصه و غم میتواند ارزشمند و غیر ارزشمند باشد؟

درجواب به این سوال بسیار مهم باید بگوییم که نه تنها یک غصه میتواند ارزشمند باشد، بلکه یک غم ناب واصیل میتواند پایه ساز وزمینه ساز آرزو‌ها و امنیه‌های مهم و برتر شود که نهایتا این آرزو‌ها به سرور و شادی‌های بی پایان منجر میشود.

در همین لحظات که حواسها به جاهای دیگری پرت است، جوانانی ازجنس مقاومت وایستادگی در غزه، شبها غم ازدست دادن همرزمشان را که اخیرا در وحشیگری‌های صهیونیستها شهید شده میخورند و همانند سالهایی که جوانیشان در زیر گلوله، موشک و جنگ مدفون شد با غصه وبا آرزوی رهایی قدس سر بر بالین میگذارند.

در سرزمین دیگری به نام عراق که مدتی بیشتر نبود که آرامش نسبی را پس از صدام و حمله آمریکا به خود میدید، ناگهان همانند سوریه با هجوم تروریست‌های تکفیری و وحشی که با ساز آمریکایی ها و غرب دوباره کوک شده اند، این آرامش نسبی را هم تبدیل به ترس و رعب شد. البته مردمان عراق چه شیعه و چه سنی نخواهند گذاشت که این وحشیگریها و حمله‌های تروریستی بیش از این ادامه یابد و دوباره هدف دیرینشان یعنی امنیت که انگار اصلا رابطه خوبی باسرزمین عراق ندارد را به آب و خاکشان بر میگردانند.

غصه پسر بچه ای که میهمان تلویزیون بود و کودکانی که تعدادشان کم هم نیست؛ بچه هایی که کودکیشان به جای اینکه صرف بازی وخوشی‌های کودکانه باشد، درطوفان‌های غم و کار و فقر کهنه شد و پوسید. کودکانی که دستان کوچکان باید برای گرفتن قلم مهیا و آماده میشد حالا ارمغانی جز پینه و سیاهی و حسرت به خود نمی بیند.

اگر غزه در نهایت مظلومیت و در سکوت رسانه‌های خبری دنیا جوانانش را در خاک و خون میبیند، اگر برادران عراقی که سالهاست در حسرت دورانی بدون جنگ وخونریزی هستند و کودکانی در سراسر جهان که حتی (فرصت فکر کردن به آرزوهایشان را هم ندارند) و تنها فقر و فقر و فقر است که بدجور بر زندگیشان سایه انداخته است،از یاد‌ها رفته اند و بر روی بادهای فراموشی کم کم کوچ خود را آغاز کرده اند، به خاطر این است که ما غم ها، آرزوها و شادیهایمان دستکاری شده اند؛ درحالی که باید ماهیتی ارزشمند داشته باشند و بعنوان یک مصلح عمل کنند، بی خاصیت، پست و حقیر شده اند.

به امید آرزویی که ،آرزوی هر مرد و زن است. آرزویی که ما را از همه این هلاکت‌ها میرهاند.  بِنَفْسِی أَنْتَ أُمْنِیَّةُ شَائِقٍ یَتَمَنَّى…

کلید واژه های مطلب: غصه‌های   Ø¨ÛŒ   Ù‚صه   ÛŒØ§   Ù‚صه‌های   Ø¨ÛŒ   ØºØµÙ‡   shia   muslim   

نظرات

فقط اعضای سایت قادر به استفاده از بخش نظرات هستند.