حسین(ع) ذبیح اعــــظم

حسین(ع) ذبیح اعــــظم shia+muslim                   
هنگامی که عزم و اراده ابراهیم(ع) بر این قرار گرفت که فرزندش را ذبح کند، خداوند متعال به جای او ذبح عظیمی را قرار داد و آن کبش املح؛ قوچ سفیدی که سیاهی نیز داشت و چهل سال در بهشت چریده بود و از رحم بیرون نیامده بود و خدا آن را با دستور «کن» آفرید تا فدای اسماعیل کند.

خداوند سبحان از میان خلقش، پیامبران و اولیایی برگزید و از میان آن خوبان تاریخ و بندگان، صالحش، قربانیان و ذبیح‌هایی برای خود انتخاب کرد؛ به شهادت سخنان اهل عصمت(ع) حضرت یحیی(ع) فرزند زکریا(ع) و حضرت اسماعیل(ع) فرزند ابراهیم(ع) و عبدالله بن عبدالمطلب(ع) پدر خاتم پیامبران(ص) و اباعبدالله حسین بن علی(ع) از جملة این ذبیحان هستند؛ لیکن از میان این قربانیان خدا، بریده شدن سر، تنها برای حضرت یحیی و حسین بن علی(ع) مقدّر شد و آسمان نیز تنها بر این دو ذبیح، چهل روز گریست؛۱ امّا بریده شدن سر حجّت خدا و سیّد و سالار شهیدان و سرور جوانان اهل بهشت، حسین بن علی(ع) با لب‌هایی خشکیده و عطشان، از چنان عظمتی برخوردار است که حتّی قبل از وقوع، پیامبران و اوصیای پیشین را در ماتم خود نشانده است و پس از وقوع شهادتش نیز تا قیامت، اشک را بر دیدگان همة ائمّه(ع) و مؤمنان و آزادگان جهان و دوست‌داران آن حضرت، جاری ساخته است، تا آنجا که ولیّ عصر، حضرت مهدی موعود(عج) نیز در مصیبت جدّش مدام اشک می‌ریزد و می‌فرماید: یا جدّاه! در مصیبت تو، صبح و شام ندبه می‌کنم و به جای اشک خون می‌گریم؛ «فَلَأَنْدُبَنَّکَ، صَبَاحاً وَ مَسَاءً وَ لَأَبْکِینَّ عَلَیکَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَما»۲
در متون دینی آمده است که اسماعیل(ع) و عبدالله(ع) اگر چه تا پای قربانی شدن پیش رفتند، لیکن به حکم حکمت پروردگار پیش از تحقّق ذبح، قربانی قبول افتاد و گوسفندی بهشتی به جای اسماعیل(ع) و، صد شتر به جای عبدالله فدا شدند. از جمله حکمت‌های عدم تحقّق این دو ذبح، به خواست پروردگار منّان آن بود که این دو بزرگوار حامل نور خدا و سراج منیر عالم حق و حقیقت، یعنی محمّد و آل محمّد(ص) بودند؛ علاوه بر احادیثی که به این حکمت دلالت دارند۳، پیامبر اکرم(ص) نیز فرموده است: 
«أَنَا ابْنُ الذَّبِیحَینِ؛۴ 
من فرزند دو ذبیح هستم»؛ از امام رضا(ع) سؤال شده که این دو ذبیح کیانند؟ حضرت فرمود: «مقصود از آن دو ذبیح، اسماعیل بن ابراهیم خلیل و عبدالله بن عبدالمطّلب است.»۵
داستان ذبح حضرت اسماعیل(ع) در «قرآن کریم» طی آیات ۱۰۱ تا ۱۰۷ از «سورة، صافات» گزارش شده و در انتها، آیة شریفة «وَ فَدَیناهُ بِذِبْحٍ عَظیم»۶ به این نکته اشاره فرموده است که به جای اسماعیل(ع) خداوند متعال ذبح عظیم قرار داد تا او در راه خدا کشته شود و اسماعیل(ع) از قربانی شدن، رهایی یابد. بسیاری می‌پندارند که منظور از ذبح عظیم، گوسفندی است که به جای اسماعیل(ع) ذبح شد، امّا به نظر می‌رسد این نکته اگر چه، صحیح است، لیکن همة حقیقت نیست. در این نوشتار ابتدا نگاهی به داستان ذبح اسماعیل(ع) و سپس وجوه مختلفی که دربارة ذبح عظیم است، خواهیم داشت.

ذبح اسماعیل
خداوند متعال ابراهیم(ع) را بارها و بارها آزمود؛ «وَ إِذِ ابْتَلی إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَأَتَمَّهُن»؛ شکستن بت ها، فتنة نمرود و افکندن ابراهیم(ع) به آتش، مواجهه با خورشید و ستاره پرستان، هجرت دادن هاجر و اسماعیل(ع) به مکّه، ذبح اسماعیل و ....، از جملة این آزمایش‌ها است و چون از همة آزمایش‌های الهی سرفراز بیرون آمد، مقام امامت را به او عطا فرمود؛ «قالَ إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماما»۷. ماجرای برخی از این آزمایش‌ها در «سورة، صافات»، آیات ۸۳ تا ۱۱۳ بیان شده است؛ از جمله اینکه حضرت ابراهیم(ع) پس از آنکه از شکستن بت‌ها و فتنة نمرود و آتش او سالم و سربلند بیرون آمد، از خدا فرزندی، صالح درخواست نمود؛ «رَبِّ هَبْ لی مِنَ الصَّالِحینَ» و خداوند او را به جوانی بردبار نوید داد؛
«فَبَشَّرْناهُ بِغُلامٍ حَلیمٍ».
در تفسیر این آیة شریفه و اینکه مقصود از ذبیح یعنی«غُلامٍ حَلیمٍ» کیست، میان علمای اهل سنّت و شیعه اختلاف نظر وجود دارد؛ رأی مشهور میان عالمان شیعه همواره آن بوده که ذبیح اسماعیل(ع) است،۸ لیکن بسیاری از اهل سنّت اسحاق(ع) را ذبیح دانسته‌اند.۹روایت‌های وارد شده از اهل بیت(ع) همه تصریح دارند بر اینکه ذبیح، اسماعیل(ع) بوده است.
از امام، صادق(ع) سؤال شد؛ ذبیح چه کسی بوده است؟ حضرت فرمود: اسماعیل(ع)؛ زیرا خداوند عزّوجلّ ابتدا قصّة ذبح را نقل کرده و آنگاه به تولّد اسحاق(ع) بشارت داده و فرموده: 
«وَ بَشَّرْناهُ بِإِسْحاقَ نَبِیا مِنَ الصَّالِحین».۱۰ 
این استدلال از امام رضا(ع) نیز نقل شده است.۱۱ و در روایت دیگری، داوود بن کثیر علاوه بر آن سؤال، پرسید کدامیک بزرگ‌ترند؟ حضرت به تفصیل پاسخ دادند که ذبیح اسماعیل(ع) بوده و بین نوید خدا به تولد اسماعیل و نوید به اسحاق، پنج سال فاصله است و در پایان حضرت به همان استدلال از قرآن تمسک کرده و فرمودند: 
«هر کس گمان کند اسحاق بزرگتر از اسماعیل است، اخبار قرآن در باره آن دو را تکذیب کرده است.»۱۲ 
مفسّران نیز به این استدلال تمسّک جسته و آن را ظاهر آیات سورة، صافات دانسته‌اند.۱۳
به لحاظ وقایع تاریخی و اخبار دیگر کتب آسمانی نیز مسئله قابل اثبات است. در این زمینه، علّامه طباطبایی در «المیزان» گفته است: 
مسئلة نقل دادن هاجر به سرزمین تهامه که همان سرزمین مکّه است، و بنا کردن خانة کعبه در آنجا و تشریع احکام حج که همة آن و مخصوصاً طواف، سعی و قربانی آن، حاکی از گرفتاری‌ها و محنت‌های هاجر و فرزندش در راه خدا است، همه مؤیّد آنند که ذبیح نام‌برده اسماعیل بوده است، نه اسحاق.
«انجیل برنابا» هم یهود را به همین اشتباه ملامت کرده و در فصل چهل و چهار چنین گفته است: 
خداوند با ابراهیم(ع) سخن گفت و فرمود: اوّلین فرزندت، اسماعیل را بگیر و از این کوه بالا برده او را به عنوان قربانی و پیشکش ذبح کن. و اگر ذبیح ابراهیم(ع) اسحاق بود، انجیل او را یگانه و اوّلین فرزند ابراهیم(ع) نمی‌خواند، برای اینکه وقتی اسحاق به دنیا آمد، اسماعیل(ع) کودکی هفت ساله بود.»۱۴
در هر، صورت، پس از مدّتی ابراهیم(ع) خوابی را که از آن، مأموریت ذبح فرزندش را دریافته بود، با وی در میان گذاشت و اسماعیل(ع) نیز پذیرفت و پدر را به اجرای فرمان خداوند تشویق نمود؛
«قالَ یا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنی إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرینَ».
وقتی هر دو آمادة انجام این دستور شدند و به نقل روایات متعددی، شیطان را که تلاش می‌کرد مانع اجرای این امر الهی گردد، ناکام گذاردند، ابراهیم(ع) مشغول ذبح شد؛ ولی خداوند متعال ابراهیم را ندا داد: 
«ای ابراهیم! آن رؤیا را تحقّق بخشیدی(و به مأموریت خود عمل کردی) ما این گونه، نیکوکاران را جزا می‌دهیم، این مسلّماً همان امتحان آشکار است، ما ذبح عظیمی را فدای او کردیم؛ إِنَّ هذا لَهُوَ الْبَلاءُ الْمُبینُ، وَ فَدَیناهُ بِذِبْحٍ عَظیم»۱۵

معنای فدا و وجود ذبح عظیم
در معنای «فداء» مرحوم طبرسی در «مجمع البیان» گفته است: 
«چیزی را گویند که به جای چیز دیگری قرار داده شود که از چیز اوّل، ضرر برطرف شود... مانند اسیری که مقابل چیزی فدیه و آزاد شود»۱۶ 
و در تفسیر «نمونه» نیز آمده است: «فدینا» از ماده «فدا»، در اصل به معنی قرار دادن چیزی به عنوان بلاگردان و دفع ضرر از شخص یا چیز دیگر است؛ لذا مالی را که برای آزاد کردن اسیر می‌دهند «فدیه» می‌گویند، و نیز کفارهای را که بعضی از بیماران به جای روزه می‌دهند به این نام نامیده می‌شود.۱۷
فداء و مشتقّات آن ۱۴ بار در قرآن کریم آمده و همه به همان معناست.۱۸ لذا قرآن کریم از چیزی که به جای حضرت اسماعیل(ع) ذبح شد، به عنوان «ذبح عظیم» یاد کرده است، امّا چه چیز به جای اسماعیل(ع) قربانی خدا شد و ذبح عظیم نام گرفت ! امام رضا(ع) فرمودند: 
«هنگامی که عزم و ارادة ابراهیم(ع) بر این قرار گرفت که فرزندش را ذبح کند، خداوند متعال به جای او ذبح عظیمی را قرار داد و آن کبش املح؛ قوچ سفیدی که سیاهی نیز داشت۱۹ و چهل سال در بهشت چریده بود و از رحم بیرون نیامده بود و خدا آن را با دستور «کن» آفرید تا فدای اسماعیل کند.»۲۰
در «دایرة المعارف قرآن کریم» نیز چنین آمده است: ذبح عظیمی که فدای اسماعیل شد، قوچی بود که جبرئیل(ع) آن را از آسمان آورد؛ قوچی که از مادر تولّد نیافته؛ بلکه با فرمان «کن» ایجاد شده بود. بعضی آن را بز کوهی دانسته‌اند. گفته می‌شود در، صدر اسلام سر این قربانی به، صورت خشک شده، کنار ناودان کعبه آویزان بوده است. وصف آن به عظیم، به دلیل آن است که از ناحیة خدای سبحان بوده و فدای ذبح قرار گرفته یا به دلیل پذیرفته شدن آن در درگاه خداوند یا چریدن در بهشت است. طبق روایتی از امام رضا(ع)، ابراهیم(ع) در سرزمین منی آرزو کرده است که خداوند، قوچی را فدای اسماعیل قرار دهد و از آن رو که پیامبر و امامان طاهر(ع) در، صلب اسماعیل بوده اند، این آرزو برآورده شده است.۲۱
از طرف خدا بودن این ذبح و برای خدا بودن آن وجه اصلی عظمت آن است و در تفسیر نمونه آمده است: در اینکه عظمت این ذبح از چه نظر بوده؛ از نظر جسمانی و ظاهری یا از جهت اینکه فدای فرزند ابراهیم شد یا از نظر اینکه برای خدا و در راه خدا بود یا از این نظر که این قربانی از سوی خدا برای ابراهیم(ع) فرستاده شد مفسّران گفت‌وگوهای فراوانی دارند، ولی هیچ مانعی ندارد که تمام این جهات در ذبح عظیم جمع و از دیدگاه‌های مختلف دارای عظمت باشد.۲۲
علاوه بر آن قوچ بهشتی، تمام قربانی‌های منی نیز فدای اسماعیل(ع) است؛ در ادامة روایت گفده شده از امام رضا(ع) آمده است: 
«فَکُلُّ مَا یذْبَحُ بِمِنًی فَهُوَ فِدْیه لِإِسْمَاعِیلَ إِلَی یوْمِ الْقِیامَه فَهَذَا أَحَدُ الذَّبِیحَینِ؛ 
پس تمام قربان‌هایی که تا قیامت در منی ذبح می‌شوند، فدای اسماعیل(ع) است.»۲۳ 
عظمت و بزرگی چنین ذبحی نیز روشن است، چرا که از سویی هر سال بیش از یک میلیون قربانی در منی ذبح می‌شود و با گذشت زمان، سال به سال بر وسعت آن نیز افزوده می‌شود و ازسوی دیگر در میان ذبح کنندگان انبیا، اولیا، ائمه، مؤمنان و، صالحان نیز بوده و هستند که با اخلاص تمام قربانی می‌کنند.

ذبیح اعظم
چنان که گفتیم ذبح گوسفند بهشتی یا تمام قربانی‌های مِنی به جای اسماعیل(ع) اگرچه، صحیح و عظیم است، لیکن این تمام حقیقت نیست و خداوند متعال در عالم انسانی و از نوع بشر نیز قربانی‌ای را به جای اسماعیل(ع) قرار داد و او را به عنوان برترین ذبیح راه حق و حقیقت برگزید که باید دین اسلام به عنوان برترین دین آسمانی از خون او که خون خدا و ثارالله است، آبیاری می‌شد تا بتواند تا قیامت چراغ هدایت امّت باشد. این انسان برتر از انبیا و فرشتگان، سیّد و سالار شهیدان و مظلوم کربلا، حسین بن علی(ع) است که ذبیح اعظم خدا است.
در این باره، در «عیون اخبار الرضا(ع)»، «خصال» شیخ، صدوق و دیگر کتب معتبر روایی از امام رضا(ع) چنین نقل شده است: 
«هنگامی که حق تعالی به ازای ذبح اسماعیل، قوچی را فرستاد تا به جای او ذبح شود، حضرت ابراهیم(ع) آرزو کرد؛ کاش می‌شد فرزندش را به دست خود ذبح کند و مأمور به ذبح گوسفند نمی‌شد تا به سبب درد و مصیبتی که از این راه به دل و جان او وارد می‌شود، پدری، صاحب مصیبت باشد که عزیزترین فرزندش را به دست خود در راه خدا ذبح کرده تا از این طریق بالاترین درجات اهل ثواب در مصیبت‌ها را به دست آورد. در این اثنا خطاب وحی از پروردگار جلیل به ابراهیم خلیل رسید که «محبوب‌ترین مخلوقات من نزد تو کیست؟»
ابراهیم(ع) عرضه داشت: «هیچ مخلوقی پیش من محبوب‌تر از حبیب تو محمّد(ص) نیست.»
پس وحی آمد که «آیا او را بیشتر دوست داری یا خودت را؟» ابراهیم(ع) گفت: «او پیش من از خودم محبوب‌تر است.» خداوند متعال فرمود: «فرزند او را بیشتر دوست داری یا فرزند خود را ؟» ابراهیم(ع) عرض کرد: «فرزند او را بیشتر دوست دارم.»
پس حق تعالی فرمود: «آیا ذبح فرزند او(امام حسین علیه السلام) به دست دشمنان از روی ستم، بیشتر دل تو را می‌سوزاند یا ذبح فرزند خودت به دست خودت در اطاعت من!» عرض کرد: «پروردگارا! ذبح او به دست دشمنان بیشتر دلم را می‌سوزاند.» در این هنگام خداوند خطاب کرد؛ «ای ابراهیم! پس به یقین جمعی که خود را از امّت محمّد(ص) می‌شمارند، فرزند او حسین(ع) را از روی ظلم و ستم و با عداوت و دشمنی، ذبح خواهند کرد؛ همان گونه که گوسفند را ذبح می‌کنند و به این سبب مستوجب خشم و عذاب من می‌گردند.
ابراهیم(ع) از شنیدن این خبر جانکاه، ناله و فریاد بر آورد و قلب و جان او به درد آمد و بسیار گریه نمود و دست از گریه بر نمی‌داشت تا اینکه وحی از جانب پروردگار جلیل رسید: « ای ابراهیم! گریة تو بر فرزندت اسماعیل اگر او را به دست خود ذبح می‌کردی، فدا کردم به گریه‌ای که تو بر حسین(ع) و شهادتش کردی و بدین سبب بالاترین درجات اهل ثواب در مصیبت‌ها را به تو دادم.» در پایان امام رضا(ع) فرمود: این است مفهوم قول خداوند عزّوجلّ؛ «وَ فَدَیناهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ».۲۴
این حدیث معتبر از امام رضا(ع) علاوه بر اینکه بر مصادیق دیگر ذبح عظیم، صحّه نهاده، آیة شریفه «وَ فَدَیناهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ» را از انحصار در یک مصداق ظاهری، اگر چه عظیم، بیرون آورده و یک معنای دقیق عرفانی و ملکوتی ارائه کرده و سالار شهیدان را به عنوان ذبح عظیم معرفی نموده است. با آنکه همة امامان و پیامبران بسیاری در راه خدا شهید شده اند و پیامبری همچون حضرت یحیی(ع) را سر بریده اند و در برخی روایات نیز وجوه تشابهی بین شهادت حضرت یحیی(ع) و امام حسین(ع) بیان شده است،۲۵ لیکن قطعاً ذبیحی بزرگ‌تر و عظیم‌تر از سیّدالشّهدا(ع) در راه خدا ذبح نشده است، لذا تعبیر ذبیح اعظم کم‌ترین چیزی است که می‌توان در حقّ سیّدالشّهدا(ع) گفت. نکتة جالب توجّه اینکه حضرت اسماعیل(ع) با اینکه ذبیح الله نامیده شده است و به راستی حضرت ابراهیم عزم بر ذبح او داشت و ذرّه‌ای در اطاعت امر خداوند متعال سستی نکرد؛ ولی خدا نخواست که او حقیقتاً ذبح گردد و مشیّتش بر آن قرار گرفت که ذبیح حقیقی از نسل او و فرزند پیغمبر خاتم(ص) و جگر گوشه فاطمه(س) و سیّد و سالار شهیدان(ع) باشد.
آری! حسین بن علی(ع)، انسانی برتر از عرش و فرش است که خدا او را در قرآن کریم نفس مطمئنّه نامیده «یا أَیتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّه» و او را به جوار خود فراخوانده است « ارْجِعِی إِلی رَبِّکِ راضِیه مَرْضِیه فَادْخُلِی فِی عِبادِی وَ ادْخُلِی جَنَّتِی»۲۶
و او نیز با کمال اخلاص در لبیک گفتن به فراخوان پروردگار، شتاب کرده۲۷ و با دادن سر مبارکش در راه رضای پروردگار در منای حسینی، ذبیح اعظم خدا شده است.

پی نوشت:
۱. علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج ۱۳، ص۱۰۴ و ج ۱۴، ص ۱۸۲، چاپ بیروت، سال ۱۴۰۴.
۲. همان، ج ۹۸، ص۲۳۷ و ۳۲۰.
۳. شیخ، صدوق، من لایحضره الفقیه، ج ۳، ص ۸۹، انتشارات جامعه مدرسین سال ۱۴۱۳ ق، وسائل الشیعه، ج ۲۷، ص ۲۶۰، مستدرک الوسائل، ج ۱۶، ص ۹۷، بحارالأنوار، ج ۱۵، ص ۱۲۶، بحارالأنوار، ج ۱۰۱، ص ۳۲۴، الخصال، ج ۱، ص ۱۵۶.
۴. من لایحضره الفقیه، ج ۴، ص ۳۶۸.
۵. بحارالأنوار، ج ۱۲، ص۱۲۲ و ج ۱۵، ص۱۲۸، ح ۶۹.
۶. الصافات‎، آیة ۱۰۷.
۷. سورة بقره (۲)، آیة ۱۲۴.
۸. مرکز فرهنگ و معارف قرآن، دایرة المعارف قرآن کریم، ج ۱، ص۵۳۱، انتشارات دفتر تبلیغات، ۱۳۸۲.
۹. تفسیر نمونه، ج ۱۹، ص ۱۱۸.
۱۰. من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص۲۳۰، ح ۲۲۷۸.
۱۱. بحارالأنوار، ج ۱۲، ص۱۲۹ ح ۷، قرب الإسناد، ص۱۷۳
۱۲. بحارالأنوار، ج ۱۲، ص۱۳۰، ح ۱۱ و، ص۱۳۲.
۱۳. المیزان، ج ۷، ص ۲۳۲ و ج ۱۷، ص ۱۵۳.
۱۴. ترجمه المیزان، ج ۷، ص ،۳۲۳ المیزان، ج ۷، ص ۲۳۲
۱۵. (۳۷)الصافات۱۰۰ ـ ۱۰۷
۱۶. مجمع البیان، ج ۸، ص ۷۰۸.
۱۷. تفسیر نمونه، ج ۱۹، ص ۱۱۶.
۱۸. سورة بقره (۲)، آیة ۱۸۴؛ سورة مائده (۵)،آیة ۳۶؛ سوره معارج (۷۰)، آیة ۱۱؛ سورة آل عمران (۳)، آیة ۹۱. سورة یونس(۱۰)، آیة ۵۴. سورة رعد (۱۳)، آیة ۱۸؛ سورة زمر(۳)، آیة ۴۷.
۱۹. لسان العرب، ج ۲، ص ۵۹۹.
۲۰. بحارالأنوار، ج۱۲، ص۱۲۲ و ج۱۵، ص ۱۲۸، ح ۶۹.
۲۱. دایرة المعارف قرآن کریم، ج ۱، ص۵۳۲ ـ ۵۳۳ مرکز فرهنگ و معارف قرآن، انتشارات دفتر تبلیغات، چاپ ۱۳۸۲.
۲۲. تفسیر نمونه، ج ۱۹، ص ۱۱۶.
۲۳. بحارالأنوار، ج ۱۲، ص ۱۲۲ و ج ۱۵، ص ۱۲۸، ح ۶۹، الخصال، ج  ۱، ص ۵۵، ح ۷۸، عیون أخبار الرضا(ع)، ج ۱، ص۲۱۰، ح۱، مستدرک الوسائل، ج ۱۶، ص ۹۸، ح ۱۹۲۶۸.
۲۴. بحارالأنوار، ج ۱۲، ص۱۲۴ و ج۴۴، ص ۲۲۵.
۲۵. بحارالأنوار، ج ۴۵، ص ۲۱ و ج۴۴، ص۳۰۲، ح۱۳ و ج ۴۵، ص ۲۱۱.
۲۶. سورة فجر(۸۹)، آیة ۲۷.
۲۷. ر.ک : بحارالأنوار، ج ۲۴، ص۹۳.

حسین سیف الهی
منبع: موعود

کلید واژه های مطلب: حسین(ع)   Ø°Ø¨ÛŒØ­   Ø§Ø¹Ù€Ù€Ù€Ù€Ø¸Ù…   shia   muslim   

نظرات

فقط اعضای سایت قادر به استفاده از بخش نظرات هستند.