تروریست‌ها شماری از اهالی را در ملاء عام اعدام کرده و سر بریدند

تروریست‌ها شماری از اهالی را در ملاء عام اعدام کرده و سر بریدند shia+muslim                   
بعد از اینکه ارتش سوریه موفق شد، شماری از اهالی «عدار العمالیه»، در ریف دمشق را از این شهرک خارج و آنها را در مکانی امن اسکان دهند، اکنون داستان اهالی نجات یافته و نشنیده‌های آنها درباره گروه‌های مسلح قابل توجه است.

شماری از اهالی نجات یافته از محاصره گروه‌های تروریستی مسلح در شهرک «عدرا العمالیه»، در ریف دمشق در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری فارس در دمشق ، ضمن تقدیر از تلاش‌های ارتش سوریه جهت خارج کردن آنها از چنگ محاصره و اسارت گروه‌های مسلح مستقر در این شهرک، جنایات و به ویژه اعدام‌های میدانی گروه‌های مسلح در حق اهالی این شهرک را محکوم و آنها را منشأ شرارت، نفاق و کفر خواندند.

«خیریة العبد، أم عماد»، یکی از نجات یافتگان شهرک عدرا العمالیه در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری فارس در دمشق ، با اشاره به دستگیری برادر مصدومش توسط گروه‌های مسلح مستقر در شهرک، گفت: «عناصر مسلح خدا را نمی‌شناسند، آنها تفاوت بین فرد بیمار و سالم را تشخیص نمی‌دهند و وقتی ما این نوع رفتار آنها را زیر سؤال بردیم با وقاحت تمام پاسخ دادند که شما با ما جهاد نکردید. آنها ما را کافر می‌دانستند و به همین دلیل ما را مجازات می‌کردند».

اما «أبو صالح»، پیر مرد 70 ساله از اهالی عدار العمالیه در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری فارس در دمشق گفت: «گروه‌های مسلح، خودرو مرا دزدیده و مرا از آوردن اسباب منزل منع کردند، ولی با این وجود توانستم، همراه با دیگران و با کمک نیروهای ارتش سوریه از دست آنها فرار کنم».

ابو صالح با اشاره به وخامت اوضاع بهداشتی و سلامتی و معیشتی مردم در این شهرک تصریح کرد: بیش از 20 روز است که طعم نان را نچشیده‌ام و تنها توانستم هنگام فرار از خانه، مقداری عدس و بلغور را برای مصرف چند روز همراه خود بیاورم.

وی گفت: اکنون در شهرک برق و آب به طور کامل قطع است و اهالی همچون انسان‌های اولیه محروم از همه امکانات به زندگی خود ادامه می‌دهند.

از سوی دیگر «ابو غیاث» یکی از نگهبانان شهرک عدرا العمالیه که صاحب دو فرزند است، وضع خانواده خود و مادر پیرش را وخیم توصیف می‌کند و می‌گوید: خانواده من بیش از دو هفته در پناهگاه‌ها به سر می‌برند؛ آنها با نان خشک تغذیه می‌کنند و به خاطر ترس از گروه‌های مسلح، از پناهگاه خود خارج نمی‌شوند.

از سوی دیگر، یک دختر سوری که به دلایل امنیتی نخواست نامش فاش شود، گفت: من دو بردار دارم که در داخل شهرک باقی مانده‌ و گروه‌های مسلح آنها را مجبور به حمل سنگ برای ساخت سنگر علیه ارتش سوریه کرده‌اند.

«سلمی زهر الدین»، یکی از نجات یافتگان از شهرک عدار العمالیه، در حالی که اشک شوق مانع از بیان رنج‌هایی بود که هنگام محاصره برایش پیش آمده بود؛ حال کنونی‌اش را در یک جمله این‌گونه خلاصه کرد: «خدا ارتش سوریه و ارتش کشورمان را حفظ کند».

سلمی زهر الدین در ادامه افزود: «گروه‌های مسلح، ما را از همه چیز محروم کردند؛ اگر می‌توانستند هوا را هم از ما می‌گرفتند. اما وقتی خداوند بزرگ و ارتش ما حضور دارد، ما از آنها هراسی نداریم».

وی در ادامه گفت: «گروه‌های مسلح علاوه بر اینکه شماری از اهالی عدرا العمالیه را به خاطر عدم حمایت از آنها قربانی کردند، چندین نفر را نیز به علت اینکه از طائفه‌های دیگر بودند، در خیابان‌ها اعدام کردند. در ابتدا ما اینگونه تصور می‌کردیم که گروه‌های مسلح به همین دلایل مردم را قربانی و اعدام کردند، اما وقتی از همسایه‌ها و بلاهایی که بر سر آنها آمده بود، سؤال کردیم، فهمیدیم که گروه‌های مسلح هر کس که بگوید (ما شما را نمی‌خواهیم) به قتل می‌رسانند».

سلمی زهر الدین گفت: «گروه‌های مسلح از ورود ارتش سوریه به این شهرک هراسان و آماده نبرد شدند، اما وقتی ارتش سوریه مراکز تجمع آنها را هدف می‌گرفت، ما صدای به هلاکت رسیدن شمار زیادی از عناصر آنها را می‌شنیدیم».

وی ضمن منافق خواندن گروه‌های مسلح تصریح کرد، آنها همه کس را دشنام می‌دهند و حتی به ذات باری تعالی هم ناسزا می‌گویند.

سلمی زهر الدین در ادامه افزود: «ما حدود 15 کیلومتر را علی رغم تیرباران گروه‌های مسلح، با حمایت نیروهای ارتش سوریه برای رسیدن به بزرگراه پیاده طی کردیم. وقتی به بزرگراه رسیدیم نیروهای ارتش سوریه، خودروهایی که در حال عبور بودند، را متوقف و از راننده‌ها خواستند تا ما را به نزدیکترین نقطه امن یعنی دمشق منتقل کنند. اکنون ما به دمشق رسیده‌ایم، ما زنده‌ایم، ولی هیچ‌گاه نمی‌توانیم جنایات تروریست‌ها را فراموش کنیم، آری ما آنچه را که بر سرمان آوردند، فراموش نخواهیم کرد، به خدا قسم ما نیروهای ارتش سوریه که در راه نجات جان ما قربانی شدند، را فراموش نخواهیم کرد».

«عاصم»، یکی از جوانان شهرک عدار العمالیه، در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری فارس گفت: «گروه‌های مسلح فرزندان عمویم، را به اتهام اینکه کارمند دولت بودند کشتند، آنها هر کسی را که در دستشان افتاد کشتند، آنها همچنین افرادی که پیرو طائفه علوی بودند را سر بریدند».

عاصم در ادامه افزود: «گروه‌های مسلح به شدت ترسیده بودند و با فریاد بلند توسط بی‌سیم‌ها با یکدیگر در تماس بودند. ما فریاد ترس و بی‌اعتمادی آنها به یکدیگر را بعد از هر درگیری می‌شنیدیم؛ در یکی از شب‌ها، با صدای شلیک تیراندازی بین 2 گروه مسلح وابسته به «جبهه اسلامی» بیدار شدیم؛ این تیر اندازی به این دلیل بود که یکی از این گروه‌ها از محل استقرار خود عقب نشینی کرده بود و در پی آن گروه دیگر در محاصره در آمده بود و در اثر آن شماری از عناصر گروه دیگر به هلاکت رسیده بود. ما صدای دشنام آنها به یکدیگر را می‌شنیدیم و در همین حین بی‌صبرانه منتظر حضور نیروهای ارتش سوریه در عدرا بودیم. گروه‌های مسلح از ورود ارتش به شهرک به شدت ترسیده بودند، چراکه نیرنگ‌شان به خودشان بازگشته بود و توان مقابله و ممانعت از ورود ارتش به این شهرک را نداشته و بلکه از ورود ارتش به شهرک و قدرت نابود ساختن آنها نیز غافلگیر شدند».


نظرات

فقط اعضای سایت قادر به استفاده از بخش نظرات هستند.