مَسلخ ژاله

مَسلخ ژاله shia+muslim                   
هفده شهریور، یک نمایشگاه مجّسم بود از ارزش‌های انسانی و فداکاری در راه اسلام.

زمینه ساز قیام

دولت شریف امامی که با شعار آشتی ملی به میدان آمده بود، هر روز با گلوله های سُربی، چندین نفر را به شهادت می رساند و این امر بر خشم و انزجار مردم از رژیم شاه می افزود. راهپیمایی های پی در پی و پر شور در شهرهای مختلف، به ویژه تظاهراتی که در روز عید فطر، سیزدهم شهریور، با حضور میلیون ها نفر در شهرهای مختلف برگزار گردید، نشان از یک حرکت بزرگ در آینده داشت.

در تهران نیز با تلاش دکتر مفتح، اجتماع عظیم یک میلیونی برای نماز عید فطر در تپه های قیطریه تشکیل یافت. پس از اتمام نماز، شهید باهنر سخنرانی افشاگرانه ای درباره اوضاع کشور ایراد کرد. در ساعت نه صبح، راهپیمایی طولانی نمازگزاران همراه با عکس های بزرگی از حضرت امام در پیشاپیش جمعیت آغاز شد. در آن روز از طرف جامعه روحانیت، روز پنج شنبه، شانزده شهریور به مناسبت شهدای چند روز پیش خیابان ژاله، تعطیل اعلام شد. تظاهرات عید فطر زمینه ای برای اجتماع شانزده شهریور و آن روز نیز مقدمه ای برای حرکت عظیم و ایثارگرانه صبح روز جمعه، هفده شهریور در میدان ژاله گردید.

حضور نظامیان

در روز جمعه هفدهم شهریور 1357، نیروهای دولتی اعم از شهربانی، نیروهای ارتش، سربازان و هم چنین نیروهای گارد ویژه حضور داشتند. تعدادی تانک نیز از طرف خیابان پیروزی به طرف خیابان هایی که به میدان ژاله ختم می شد، قرار گرفته بودند. در هر خیابان، سربازان یک خط مسلح تشکیل داده و تیرباری در مقابل هر خیابان قرار داده بودند. بالگردها در بالای سر جمعیت به صدا درآمده و تعدادی سرباز نیز در میدان، به صورت زیگزاگ آرایش شده بودند، به طوری که اگر تیربارها که اندکی عقب تر از آنان قرار داشت، تیراندازی کرد، به سربازان برخورد نکند.

جمعه خونین

ساعت 9:15 صبح روز جمعه هفدهم شهریور 1357، به یک باره از یک قسمت میدان ژاله که جمعیت بسیاری در آن جمع شده بود، صدای رگبار مسلسل ها شنیده شد. از بلندگوها فرمان آتش دادند و بالگردها نیز از آسمان مردم را زیر آتش گرفتند. جمعیت که فریادِ «اللّه اکبر» و «مرگ بر شاه» سر می داد، در یک لحظه به خون خود غلطید. صحنه فجیع و مصیبت بار و در واقع یک کشتار دسته جمعی به وجود آمده بود. خیابانی که دقایقی پیش از انبوه جمعیت سیاهی می زد، اکنون پر از اجساد، کفش های خونین، پلاکاردهای پاره شده و زخمی هایی شده بود که کشان کشان خود را به طرف دیگر می رساندند.

توطئه اسرائیل

بنا به خواست شاه ظالم، کشتار جمعه سیاه، با تفنگ های گازی اسرائیلی صورت گرفت. روزنامه های اسرائیل فاش ساختند که مقامات دفاعی این کشور، در اوج تظاهرات ملت ایران، برای سرکوبی راه پیمایی ها، اسلحه و تفنگ های گازی در اختیار شاه گذاشته بودند تا با مردم مقابله کند.

تفنگ های پخش کننده گاز به گونه ای بود که افراد را دچار نوعی سستی و رخوت می کرد و هر گونه قدرت حرکت و واکنش عصبی را فلج می ساخت. هم چنین دولت اسرائیل یک گروه کماندوی ورزیده به وسیله هواپیماهای شرکت «اِل.آل» به تهران اعزام داشت که تابع اداره اطلاعات ارتش اسرائیل بوده و همه افراد آن، اونیفورم نظامی ارتش ایران را پوشیده بودند. مقامات ایرانی برای پنهان کردن این موضوع، شایع کردند که افراد این گروهان، از بلوچستان به تهران آمده اند.

حقیقت آشکار

رژیم در حال سقوط شاه، تعداد کل شهدای هفدهم شهریور را، 58 نفر و مجروحان این فاجعه را 205 نفر اعلام داشت و تجمع گسترده و عظیم مردم تهران را نقشه خارجی اعلام کرد. شمار دقیق قربانیان مظلوم حادثه 17 شهریور در میدان شهدا هیچ گاه مشخص نگردید ولی به یقین این رقم از چهار هزار افزون بود و یکی از بزرگ ترین فجایع تاریخ انقلاب به شمار می رود.

خاطرات یکی از کارمندان پزشکی قانونی درباره تعداد شهدای هفدهم شهریور، از صحت و سقم بیش تری برخوردار است: «بعد از هفده شهریور، هجوم جمعیت به پزشکی قانونی، نشان دهنده کثرت شهدا بود. ما در بهشت زهرا، تعدادی را دفن کرده بودیم و آمار دادیم، امّا از بقیه و سرنوشت آن ها اطلاعی نداشتیم. چون تعدادی از شهدا توسط خانواده هایشان به خاک سپرده می شدند. [از] روز هفده شهریور به بعد، رژیم تصمیم گرفت که جنازه ها را به پزشکی قانونی نیاورد و آن ها را یکسره به بهشت زهرا بردند. 555 جنازه در قطعه هفده بهشت زهرا دفن شد. از طریق ساواک نیز 342 جنازه در بهشت زهرا، طی یک ماه به خاک سپردیم. ضمنا مردم عدهّ ای از جنازه هایی را که در هفده شهریور به شهادت رسیده بودند، به بیمارستان ها برده بودند و مخفیانه دفن می کردند. عده ای هم توسط ساواک و از طریق خودشان انجام می شد. از روز 17 شهریور به بعد، شبی، ده تا دوازده جنازه از بیمارستان شهربانی به بهشت زهرا می بردیم و دفن می کردیم».

مَسلخ ژاله

به تعبیر امام رحمه الله ، هفدهم شهریور از ایام اللّه است؛ روزی که حق بی پرده و بی نقاب، بی ترس و بی پروا به مقابله باطل آمد؛ روزی که امت در پیروی از فرمان امام، کفن شهادت پوشید و به مَسلخ ژاله آمد تا از خون خویش، میدان ژاله را میدان لاله های سرخ ایران زمین، شهیدان والا مقام کرده اند و میدان شهدا لقب بگیرد.

هفده شهریور، ترسیم دوشادوشی شیعیان حسین و پیروان زینب، در یک انقلاب اسلامی و حرکت آگاهانه اجتماعی بود.

هفده شهریور، تکرار سر نهادن پسران بر زانوی پدران بود.

هفده شهریور، روز پیام رسانی خواهران زینب گونه، از خون علی اکبرها به گوش خفتگان بود.

هفده شهریور، تابلوی سرخ و خونین از شهادت طلبی بود.

هفده شهریور، یک نمایشگاه مجّسم بود از ارزش های انسانی و فداکاری در راه اسلام.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه

 

کلید واژه های مطلب: مَسلخ   Ú˜Ø§Ù„Ù‡   shia   muslim   

نظرات

فقط اعضای سایت قادر به استفاده از بخش نظرات هستند.