این سخنرانی باعث تبعید امام خمینی شد

این سخنرانی باعث تبعید امام خمینی شد shia+muslim                   
متن کامل بیانات تاریخی امام خمینی(ره) علیه کاپیتولاسیون در 4 آبان 1343

لایحه(کاپیتولاسیون) در سال 1343 که دربرگیرنده اعطای مصونیت سیاسی به اتباع آمریکایی در ایران بود ، امام خمینی در تاریخ چهارم آبان ماه 1343 سخنرانی شدید اللحنی را علیه تصویب کاپیتولاسیون ایراد کردند که منجر به دستگیری و تبعید ایشان به ترکیه و ،نجف و نهایتاً فرانسه شد و زمینه وقایع بعدی، وقوع انقلاب و پیروزی آن در بهمن 1357 را فراهم آورد:

بسم الله الرحمن الرحیم

انالله و اناالیه راجعون. من تاثرات قلبی خودم را نمی توانم اظهار كنم، قلب من در فشار است؛ این چند روزی كه مسائل اخیر ایران را شنیده ام خوابم كم شده (گریه حضار) ناراحت هستم، قلبم در فشار است. با تاثرات قلبی روز شماری می كنم كه چه وقت مرگ پیش بیاید. (گریه شدید حضار)
ایران دیگر عید (گریه حضار) ندارد، عید ایران را عزا كرده اند، (گریه حضار) عزا كردند و چراغانی كردند، عزا كردند و دستجمعی رقصیدند. ما را فروختند، استقلال ما را فروختند و باز هم چراغانی كردند، پایكوبی كردند. اگر من به جای اینها بودم این چراغانی ها را منع می كردم، می گفتم بیرق سیاه بالای سر بازارها بزنند، بالای سرخانه ها بزنند، چادر سیاه بالا ببرند.

عزت ما پایكوب شد، عظمت ایران از بین رفت، عظمت ارتش ایران را پایكوب كردند.
قانونی در مجلس بردند؛ در آن قانون اولا" ما را ملحق كردند به پیمان وین و ثانیا الحاق كردند به پیمان وین! كه تمام مستشاران نظامی آمریكا با خانواده هایشان، با كارمندهای فنی شان، با كارمندان اداری شان، با خدمه شان، با هر كس كه بستگی به آنها دارد، اینها از هر جنایتی كه در ایران بكنند مصون هستند. اگر یك خادم امریكایی، اگر یك آشپز امریكایی مرجع تقلید شما را در وسط بازار ترور كند، زیر پا منكوب كند، پلیس ایران حق ندارد جلوی او را بگیرد! دادگاه های ایران حق ندارند محاكمه كنند! باز پرسی كنند! باید برود امریكا! آنجا در امریكا ارباب ها تكلیف را معین كنند! دولت سابق این تصویب را كرده بود و به كسی نگفت. دولت حاضر این تصویب نامه را در چند روز پیش از این برد به مجلس و در چند وقت پیش از این به سنا بردند و با یك قیام و قعود مطلب را تمام كردند و باز نفسشان در نیامد.

در این چند روز این تصویب نامه را بردند به مجلس شورا و در آنجا صحبت هائی كردند. مخالفت هائی شد، بعضی از وكلا هم مخالفت هائی كردند، صحبت هائی كردند لكن مطلب را گذراندند، با كمال وقاحت گذراندند، دولت با كمال وقاحت از این امر ننگین طرفداری كرد.

ملت ایران را از سگ های امریكا پست تر كردند. اگر چنانچه كسی سگ امریكائی را زیر بگیرد باز خواست از او می كنند، اگر شاه ایران یك سگ امریكائی را زیر بگیرد باز خواست می كنند و اگر چنانچه یك آشپز امریكائی شاه ایران را زیر بگیرد، مرجع ایران را زیر بگیرد،بزرگتر مقام را زیر بگیرد هیچ كس حق تعرض ندارد.
چرا؟ برای اینكه می خواستند وام بگیرند از امریكا، امریكا گفت این كار باید بشود (لابد اینجور است) بعد از سه چهار روز وام 200 میلیونی، 200 میلیون دلاری تقاضا كردند، دولت آمریکا تصویب كرد كه در ظرف پنج سال مبلغ مزبور را به دولت ایران بدهند و در عرض 10 سال، 300 میلیون بگیرند.
می فهمید یعنی چه؟ دویست میلیون دلار، هر دلاری 8 تومان در عرض پنج سال وام بدهند به دولت ایران برای نظام و در عرض 10 سال سیصد میلیون، آنطور كه حساب كردند 300 میلیون دلار از ایران بگیرند یعنی 100 میلیون دلار، یعنی 800 میلیون تومان از ایران در ازای این وام نفع بگیرند؛ معذلك، ایران خودش را فروخت برای این دلارها، ایران استقلال ما را فروخت، ما را جزء دول مستعمره حساب كرد، ملت مسلِم ایران را پست تر از وحشی ها در دنیا معرفی كرد، در ازای وام 200 میلیون كه 300 میلیون دلار پس بدهند. ما با این مصیبت چه بكنیم روحانیون با این مطالب چه بكنند به كجا پناه ببرند عرض خودشان را به چه مملكتی برسانند.

كاپیتولاسیون مخالف رای ملت است:

سایر ممالك خیال می كنند كه ملت ایران است، این ملت ایران است كه اینقدر خودش را پست كرده است، نمی دانند این دولت ایران است، این مجلس ایران است، این مجلس است كه هیچ ارتباطی به ملت ندارد، این مجلس، سرنیزه است و این مجلس چه ارتباطی به ملت ایران دارد، ملت ایران به اینها رای ندادند، علمای طراز اول، مراجع، بسیاریشان تحریم كردند انتخابات را، ملت تبعیت كرد از اینها رای نداد؛ لكن زور سرنیزه اینها را آورد در این كرسی نشاند.

نفوذ روحانی مضر به حال دشمنان ملت است نه خود ملت:

در یكی از كتاب های تاریخی كه امسال به طبع رسیده است و به بچه های ما تعلیم می شود، این است كه بعد از اینكه یك مسائل دروغی را نوشته است، آخرش نوشته است كه معلوم شد كه قطع نفوذ روحانیت، قطع نفوذ روحانیون در رفاه حال این ملت مفید است!

رفاه حال ملت به این است كه روحانیون را از بین ببرند! همین طور است، اگر نفوذ روحانیون باشد نمی گذارد این ملت اسیر انگلیس، یك وقت باشد، اسیر امریكا، یك وقت باشد. اگر نفوذ روحانیون باشد نمی گذارد كه اسرائیل قبضه كند اقتصاد ایران را، نمی گذارد كه كالاهای اسرائیل در ایران بدون گمرك فروخته بشود. اگر نفوذ روحانیون باشد نمی گذارد كه اینها سرخود یك همچنین قرضه بزرگی را به گردن ملت بگذارند. اگر نفوذ روحانیون باشد نمی گذارد این هرج و مرجی كه در بیت المال هست، بشود.

اگر نفوذ روحانیون باشد نمی گذارد كه هر دولتی هر كاری می خواهد انجام بدهد ولو صد در صد برضد ملت باشد.
اگر نفوذ روحانیون باشد نمی گذارد كه مجلس به این صورت مبتذل در آید. اگر نفوذ روحانیون باشد نمی گذارد كه مجلس با سرنیزه درست بشود تا این فضاحت از آن پیدا بشود. اگر نفوذ روحانیون باشد نمی گذارد كه دختر و پسر با هم در آغوش هم كشتی بگیرند چنانكه در شیراز شده است. اگر نفوذ روحانیون باشد. نمی گذارد كه دخترهای معصوم مردم زیر دست جوان ها در مدارس باشند. اگر نفوذ روحانیون باشد نمی گذارد كه زن ها را در مدرسه مردها ببرند، مردها را در مدرسه زن ببرند و فساد راه بیندازند.

اگر نفوذ روحانیون باشد توی دهن این دولت می زنند، توی دهن این مجلس می زنند، وكلا را از مجلس بیرون می كنند. اگر نفوذ روحانیون باشد تحمیل نمی تواند بشود یك عده از وكلا بر سرنوشت یك مملكتی كه حكومت كنند. اگر نفوذ روحانیون باشد نمی گذارد یك دست نشانده امریكائی این غلطها را بكند، بیرونش می كنند از ایران. نفوذ ایرانی، نفوذ روحانی مضر به حال ملت است نخیر مضر به حال شماست، مضر به حال شما خائن هاست نه مضر به حال ملت.

شما دیدید با نفوذ روحانی نمی توانید هر كاری را انجام دهید، هر غلطی را بكنید، می خواهید نفوذ روحانی را از بین ببرید. شما گمان كردید كه با صحنه سازی ها می توانید كه بین روحانیون اختلاف بیندازید نمی توانید، این خواب را باید به در مرگ برای شما حاصل شود، نمی توانید همچو كاری انجام دهید، روحانیون با هم هستند. من به تمام روحانیون تعظیم می كنم، دست تمام روحانیون را می بوسم، آن روز اگر دست مراجع رامی بوسیدم، امروز دست طلاب را هم می بوسم (گریه حضار) من امروز دست بقال را هم می بوسم (گریه شدید حضار).

اعلام خطر به كلیه اقشار ملت:
آقا من اعلام خطر می كنم، ای ارتش ایران! من اعلام خطر می كنم ای سیاسیون ایران! من اعلام خطر می كنم، ای بازرگانان! من اعلام خطر می كنم، ای علمای ایران! ای مراجع اسلام! من اعلام خطر می كنم، ای فضلا! ای طلاب ! ای مراجع! ای آقایان! ای نجف! ای قم! ای مشهد! ای تهران! ای شیراز! من اعلام خطر می كنم، خطردار است، معلوم می شود زیر پرده چیزهایی است و ما نمی دانیم. در مجلس گفتند نگذارید پرده ها بالا برود، معلوم می شود برای ما خواب ها دیده اند. از این بدتر چه خواهند كرد. نمی دانم از اسارت بدتر چه از ذلت بدتر چه؟ چه می خواهند با ما بكنند. چه خیالی دارند اینها. این قرضه دلار چه به سر این ملت می آورد این ملت فقیر ده سال 100 میلیون دلار، 800 میلیون تومان نفع پول به آمریكا بدهد! در عین حال ما را بفروشید برای یك همچو كاری!

نظامیان امریكائی، مستشاران نظامی امریكایی به شما چه نفعی دارند آقا اگر این مملكت اشغال امریكاست پس چرا اینقدر عربده می كشید، پس چرا اینقدر دم از ترقی می زنید اگر این مستشاران نوكر شما هستند پس چرااز ارباب ها بالاترشان می كنید پس چرا از شاه بالاترشان می كنید اگر نوكرند مثل سایر نوكرها با آنها عمل كنید، اگر كارمند شما هستند مثل سایر ملل كه با كارمندانشان عمل می كنند شما هم عمل كنید.

اگر مملكت ما اشغال آمریكائیست پس بگوئید، پس ما را بردارید بریزید بیرون از این مملكت. چه می خواهند با ما بكنند این دولت چه می گوید به ما، این مجلس چه كرد با ما این مجلس غیر قانونی این مجلس محرم، این مجلسی كه به فتوای و به حكم مراجع تقلید تحریم شده است، این مجلسی كه یك وكیلش از ملت نیست، این مجلسی كه به ادعا می گوید ما از انقلاب سفید آمده ایم. آقا كو این انقلاب سفید! پدر مردم را در آوردند. آقا من مطلعم، خدا می داند كه من رنج می برم، من مطلعم از این دهات، من مطلعم از این شهرستان های دور افتاده، از این قم بدبخت، من مطلعم از گرسنگی خوردن مردم، از وضع زراعت مردم.

سكوت در مقابل ابرقدرت ها از معاصی كبیره است:

آقا فكری بكنید برای این مملكت، فكری بكنید برای این ملت. هی قرض روی قرض بیاورید! هی نوكر بشوید! البته دلار نوكری هم دارد، دلارها را شما می خواهید استفاده كنید نوكریش را ما بكنیم. اگر ما زیر اتومبیل رفتیم كسی حق ندارد به امریكائی ها بگوید بالای چشمت ابروست لكن شماها استفاده اش را بكنید، مطلب این طور است. نباید گفت اینها را آن آقایانی كه می گویند كه باید خفه شد، این جا هم باید خفه شد این جا هم خفه بشویم ما را بفروشند و خفه بشویم قرآن ما را بفروشند و خفه بشویم والله گناهكار است كسی كه داد نزند، والله مرتكب كبیره است كسی كه فریاد نكند (گریه شدید حضار).

به داد اسلام برسید:

ای سران اسلام به داد اسلام برسید، ای علمای نجف به داد اسلام برسید، ای علمای قم به داد اسلام برسید، رفت اسلام. (گریه شدید حاضرین در مجلس) ای ملل اسلام! ای سران ملل اسلام! ای روئسای جمهور ملل اسلامی! ای سلاطین ملل اسلامی! ای شاه به داد خودت برس، به داد همه ما برسید. ما زیر چكمه امریكا برویم چون ملت ضعیفی هستیم! چون دلار نداریم! امریكا از انگلیس بدتر، انگلیس از آمریكا بدتر، شوروی از هر دو بدتر، همه از هم بدتر، همه از هم پلیدتر.

امروز دولت آمریكا منفورترین دولت در نظر ماست:

اما امروز سر و كار ما با این خبیث هاست، با امریكاست. رئیس جمهور امریكا بداند، بداند این معنا را كه منفورترین افراد دنیاست پیش ملت ما، امروز منفورترین افراد بشر است پیش ملت ما، یك همچنین ظلمی به دولت اسلامی كرده است، امروز قرآن با او خصم است، ملت ایران با او خصم است. دولت امریكا بداند این مطلب را، ضایع كردند او را در ایران، خراب كردند او را در ایران.

ما را به آمریكا فروختند:

برای مستشارها مصونیت می گیرید بیچاره وكلا داد زدند آقا از این دوست های ما بخواهید به ما این قدر تحمیل نكنند، ما را نفروشید، ما را به صورت مستعمره در نیاورید، كی گوش داد به اینها. از پیمان وین یك ماده را اصلا ذكر نكرده اند، ماده 32 ذكر نشده است، من نمی دانم آن ماده چه است، من كه نمی دانم رئیس مجلس هم نمی داند، وكلا هم نمی دانند، نمی دانند كه قبول كردند طرح را. طرح را قبول كردند، طرح را امضا كردند، تصویب كردند اما عده ای اقرار كردند كه ما اصلا نمی دانیم چیست. (آنها هم لابد امضا نكرده باشند) آن عده دیگر بدتر از آنها بودند، یك عده جهالند اینها.

رجال سیاسی ما، صاحب منصب های بزرگ ما، رجال سیاسی ما، یكی بعد از دیگری را كنار می گذارند، الان در مملكت ما به دست رجال سیاسی كه وطنخواه باشند چیزی نیست، در دست آنها چیزی نیست،ارتش هم بداند یكی تان را بعد از دیگری كنار می گذارند، دیگر برای شما آبرو گذاشتند برای نظام شما آبرو گذاشتند كه یك سرباز امریكائی بر یك ارتشبد ما مقدم است یك آشپز امریكائی بر یك ارتشبد ما مقدم شد در ایران دیگر برای شما آبرو باقی ماند اگر من بودم استعفا می كردم، اگر من نظامی بودم استعفا می كردم، من این ننگ را قبول نمی كردم، اگر من وكیل مجلس بودم استعفا می كردم.

قطع نفوذ روحانی قطع ید رسول الله است:

باید نفوذ ایرانی ها قطع بشود! باید مصونیت برای آشپزهای امریكائی، برای مكانیك های امریكائی برای اداری امریكائی، اداری و فنی، مامورین، كارمندان اداری، كارمندان فنی برای خانواده هایشان مصونیت باشد لكن آقای قاضی در حبس باشند! آقای اسلامی را با دستبند ببرند این ور و آن ور! این خدمتگزارهای اسلام، علمای اسلام در حبس باید باشند، وعاظ اسلام در حبس باشند، طرفداران اسلام باید در بندرعباس حبس باشند برای این كه اینها طرفدار روحانیت هستند، خودشان یا روحانی اند یا طرفدار روحانی. این را در تاریخ ایران دست مردم دادند اینها، سند دست دادند كه معلوم شد رفاه حال این ملت به این است كه قطع نفوذ روحانیین بشود! یعنی چه رفاه حال ملت در این است كه قطع ید رسول الله... از این ملت بشود! روحانیون خودشان چیزی نیستند كه، روحانیون هر چه دارند از رسول الله است، باید قطع ید رسول الله از این ملت بشود! اینها این را می خواهند، این را می خواهند تا اسرائیل با دل راحت هر كاری این جا بكند، تا آمریكا با دل راحت هر كاری می خواهد بكند.

تمام گرفتاری های ما از امریكا است:
آقا تمام گرفتاری ما از این آمریكاست، تمام گرفتاری ما از این اسرائیل است. اسرائیل هم از امریكاست، این وكلا هم از امریكا هستند، این وزرا هم از امریكا هستند، همه تعیین آنهاست، اگر نیستند چرا نمی ایستند در مقابل، داد بزنند؟

روحانیت سدی در مقابل مطامع استعمارگران:

من الان حافظه ام درست نیست، نمی توانم بفهم مطلب را خوب، الان در حال انقلاب هستم، در یك مجلس از مجالس سابق كه مرحوم مدرس، مرحوم آسید حسن مدرس در آن مجلس بود، اولتیماتومی از دولت روس آمد به ایران كه اگر فلان قضیه را انجام ندهید (كه من حالا هیچی از آن را یادم نیست) ما از فلان جا كه قزوین ظاهرا بوده است می آئیم به تهران و تهران را می گیریم و دولت ایران هم فشار آورد به مجلس كه باید این را تصویب كند. یكی از مورخین، مورخین آمریكائی می نویسد كه: یك روحانی با دست لرزان آمد پشت تریبون ایستاد و گفت: آقایان اگر بناست ما از بین برویم چرا با دست خودمان برویم، رد كرد.

مجلس به واسطه مخالفت او جرات پیدا كرد و رد كرد و هیچ غلطی هم نكردند. روحانی این است، یك روحانی توی مجلس بود نگذاشت آن قلدر شوروی را، روسیه سابق را، پیشنهاد اولتیماتومش را یك روحانی ضعیف، یك مشت استخوان رد كرد. امروز هم باید روحانی نباشد، برای همین قطع ید روحانی باید بكنند تا به آمال و آرزوی خودشان برسند، من چه بگویم؟!

بر ملت است كه فریاد بزند چرا ما را فروختید:

این قدر انباشته است مطالب، این قدر مفاسد در این مملكت زیاد است كه من با این حالم، با این سینه ام، با این وضعم نمی توانم عرضه بكنم، نمی توانم مطالب را به آن مقداری كه می دانم به عرض شما برسانم؛ لكن شما موظفید به رفقایتان بگوئید، آقایان موظفند ملت را آگاه كنند، علما موظفند ملت را آگاه كنند، ملت موظف است كه در این امر صدا در بیاورد، با آرامش عرض برساند، به مجلس اعتراض كند، به دولت اعتراض كند كه چرا یك همچنین كاری كردید چرا ما را فروختید مگر ما، بنده شما هستیم؟

دولت و مجلس غیرقانونی و خائن به اسلام و ملتند:

شما كه وكیل ما نیستید، وكیل هم بودید، اگر خیانت كردید به مملكت خود به خود از وكالت بیرون می روید، این خیانت به مملكت است. خدایا اینها خیانت كردند به مملكت ما. خدایا دولت به مملكت ما خیانت كرد، به اسلام خیانت كرد، به قرآن خیانت كرد.

وكلای مجلسین خیانت كردند، آنهایی كه موافقت كردند با این امر، وكلای مجلس سنا خیانت كردند، این پیرمردها، وكلای مجلس شورا آنهائی كه رای دادند خیانت كردند به این مملكت، آنها وكیل نیستند، دنیا بداند اینها وكیل ایران نیستند اگر هم بودند من عزلشان كردم، از وكالت معزولند، تمام تصویب نامه هائی كه تا حالا نوشته اند، تمامش غلط است.

از اول مشروطه تا حالا بر حسب نص قانون، به حسب نص قانون، قانون را اگر قبول دارند به حسب نص، به حسب نص قانون، بر حسب اصل دوم متمم قانون اساسی تا مجتهدین نظارت نكنند در مجلس، قانون هیچی نیست، كدام مجتهد نظارت می كند الان اگر پنج تا ملا تو این مجلس بود، اگر یك ملا تو این مجلس بود تو دهن اینها می زد، نمی گذاشت این كار بشود. من به آنان كه به ظاهر مخالفت كردند، این حرف را دارم به آنها، چرا آقا خاك تو سرتان نریختید چرا پا نشدید یقه آن مردك را بگیرید همین من مخالفم و سر جای خود بنشینید و آن همه تملق بگوئید! مخالفت این است.

باید هیاهو كنید، باید بریزید وسط مجلس، به هم باید بپرید كه نگذرد این مطلب، به صرف اینكه من مخالفم درست می شود! دیدید كه می گذرد، پس نگذارید یك همچون مجلسی وجود پیدا كند، از مجلس بیرونشان كنید. ما این قانونی را كه در مجلس واقع شد، قانون نمی دانیم. ما این مجلس را مجلس نمی دانیم، ما این دولت را دولت نمی دانیم، اینها خائنند به مملكت ایران، خائنند.

خداوندا امور مسلمین را اصلاح كن. خداوندا دیانت مقدسه اسلام را عظمت به آن عنایت فرما. خدایا اشخاصی كه خیانت می كنند به این آب و ملك، خیانت می كنند به اسلام، خیانت می كنند به قرآن، آنها را نابود كن.

والسلام علیكم و رحمه الله و بركاته


نظرات

فقط اعضای سایت قادر به استفاده از بخش نظرات هستند.