جرعه ای وصل (به مناسبت نیمه شعبان)

جرعه ای وصل (به مناسبت نیمه شعبان) shia+muslim                   
ملکه عزیزی

رشحه ای از قلمم ریخت و دلم ریخت که ریخت

شرم اتش به دلم شعله بر انگیخت که ریخت

نعره زد جان زغم بی سر وسامانیمان

باید این بار گران را به دل آویخت که ریخت

از غم هجر جگر سوز تو در اوج تبم

در جنونم که چه خاکی به سرم ریخت که ریخت

جرعه ای وصل بنوشان به دل بی رمقم

رمق جان و تنم جان ز تن گریخت که ریخت

زخم این معرکه درمان بکن ای سر طلب

اشک اشفته و ازرده هم امیخت که ریخت

تو بیا تا که جنونم همگی عقل شود

عقل این معرکه شو طاقت من ریخت که ریخت

طالب فیض نما و کمر هجر شکن

باید از هجر گریزان شد و بگریخت  که ریخت


کلید واژه های مطلب: جرعه   Ø§ÛŒ   ÙˆØµÙ„   (به   Ù…ناسبت   Ù†ÛŒÙ…Ù‡   Ø´Ø¹Ø¨Ø§Ù†)   shia   muslim   

نظرات

فقط اعضای سایت قادر به استفاده از بخش نظرات هستند.