نقد تخصصی تحلیل و بررسی مبانی متاریدینگ

نقد تخصصی تحلیل و بررسی مبانی متاریدینگ shia+muslim                   
معنویت‌های کاذب در این باور اتفاق نظر دارند که با تغییرات کیهان شناختی معاصر تحولات معنوی و درونی در حال وقوع است و ما در آستانۀ عصر جدیدی از تمدن بشر هستیم. عصری که با آگاهی نوین معنوی شکل می‌گیرد، دورۀ ادیان گذشته به پایان می‌رسد، انسان به الوهیت درونی پی می‌برد و قدرت‌های فوق العاده خود را کشف می‌کند.

در جلسه ای باحضور کارشناسان عرفان های کاذب از مراکز مختلف و تعدادی از شرکت کنندگان در دوره های متاریدینگ در مدرسه کلام و ادیان حوزه علمیه قم جلسه ای با موضوع بررسی متاریدینگ برگزار شد. در این جلسه ابتدا تعدادی از شرکت کنندگان آسیب های عینی و میدانی را بیان کردند که خلاصه آن بدین شرح است:

1.      عدم شفافیت: یکم، ارائه آموزش هایی که استاندارد شده و مورد تأیید علمی نیست. دوم، طرح ادعاهای بزرگ برای جلب مخاطب و عدم توانایی در برآورده کردن آنها در طول دوره. سوم، ارائه مطالبی از یوگا و عرفان های کاذب در بین متون آموزشی به جای فنون تندخوانی مورد ادعا.

2.      او بابت این دوره از افراد مبالغ متفاوتی گرفته در قم از هشتاد هزار تا یک صد و بیست هزار تومان از هر نفر گرفته است و تا کنون صدها میلیون تومان از مردم دریافت شده است. در حال حاضر عده ای خواهان بازگشت شهریه خود هستند

3.      ترویج برخی از مطالب عرفان های کاذب که در پیوست بیست مورد از آنها که در جزوات جلسات پنجم، هفتم و هشتم آمده، ارائه می گردد.

4.      سوء استفاده از برخی عناوین دولتی، نظیر همکار بودن با نهاد رهبری، وزارت اطلاعات و غیره

5.      سوء استفاده از ارتباط با جناب دکتر صادقی معاون قوه قضائیه و تهدید مخالفان با تکیه بر ارتباط با ایشان

6.     لحن اهانت گونه به مقدسات (حضرت صدیقه طاهره) که در جلسه با اعتراض طلاب روبرو شد.

7.      عدم رعایت احترام لباس روحانیت و عناوین برخی از مراجع تقلید

8.      تصویر برداری از جلسات طلاب و انتشار آن در سایت و سوء استفاده از آن برای اسلامی نشان دادن آموزه ها و مورد تأیید حوزه بودن روش های مورد آموزش که در شهرهای دیگر کشور در حال برگزاری است.

سپس تعدادی از کارشناسان عرفان های کاذب به نقد وبررسی ابعاد دیگر متاریدینگ پرداختند که خلاصه اشکالات از این قرار است:

 
نقد و بررسی متاریدینگ (فراخواندن)
نوآوری و خلاقیت اساس پیشرفت است. اما گاهی دست آویزی می شود، تا مطالب غیر علمی و انحرافی که رنگ و رویی ناشناخته دارند، با ادعای نوآوری به میان آیند. «متاریدینگ» که ادعا می کند، روشی نو و خارق العاده برای مطالعه و حفظ قرآن کریم است، با ترکیب برخی از فنون تندخوانی و افکار و روش های رایج در معنویت های کاذب در مراکز فرهنگی و دانشگاهی کشور تبلیغ می شود.


متاریدینگ افکار و فنون معنویت های کاذب را با روش های کارآمدی از تندخوانی و نیز احادیث و روایاتی که تفسیر به رأی شده اند، آمیخته و مخاطب را با پوششی از دین و تأثیراتی از روش های استاندار تندخوانی، با افکار و روش های رایج در معنوی های کاذب سرگرم می سازد. موارد کذب و انحرافی در چند بند زیر اشاره می شود:


1.    تبلیغ معنویت بدون اعتقاد به خدا: «عمل به معنویت می تواند اثر سلامت بخش در مغز داشته باشد. مهم نیست که چگونه به خدا ایمان دارید، زیرا دلایل قابل توجهی وجود دارد مبنی بر اینکه چنین عملکردی حتی اگر به خدا اعتقاد نداشته باشید، مؤثر است.» (جزوه پنجم.ص1)


2.    فروکاهش عبادت و معنویت به پیامدهای مادی و دنیوی آن و در نتیجه تأیید بی اهمیت بودن مسائل متعالی و معنویت دینی یا خداگرا به طوری که عبادت های شرعی با مراقبه های بودایی و هندویی هم رتبه تلقی می شود. این بحث مقدمه سازی و توجیه آموزش مراقبه به سبک بودایی و هندویی در جلسات آینده است: «مراقبه و عبادت مداوم سبب تقویت عملکرد عصبی در بخش های خاصی از مغز می شود که به دنبال آن اضطراب و افسردگی کاهش یافته و آگاهی اجتماعی و همدلی و شناخت و هوشمندی افزایش می یابد... وقتی که از نزدیک به اصول نرولوژیکی که پس زمینه اغلب سلوک های معنوی را تشکیل می دهد نگاه کنیم، می بینیم که منافع حاصل از مراقبه می تواند بی ارتباط به مذهب باشد.» (همان.ص1)


3.    پس از همسان انگاری عبادات شرعی و مراقبه به آموزش هشت روش مراقبه می پردازد: «مستندات علم اعصاب به ما در تهیه ی فهرست هشتگانه برای حفظ سلامت مغز کمک کرده اند؛ اما حتما روش های مؤثر دیگری وجود دارد که از دید ما دور مانده اند. من فکر می کنم فهرست ما شما را شگفت زده خواهد کرد. هیچ یک از روش ها بر پایه ی اصول دینی بنا نشده است، ولی خودتان می توانید آن ها را با آیین های معنوی مورد علاقه خود ادغام کنید.» (همان.3)

4.    در شمار پیامدهای مراقبه گفته می شود که «پندار ما از خدا عوض می شود.» (همان.ص3) پندار خدا یکی از مفاهیم اساسی در معنویت های کاذب است. آثار کسانی همچنون «نیل دونالد والش»، «اشو» و «دیپاک چوپرا» بر این موضوع تأکید دارند، که پندار ما از خدا باید عوض شود، ما خدا را موجودی عینی و متعالی می پنداریم، اما در آستانه عصر جدید متوجه ای موضوع می شویم که خودمان خدا هستیم و نیروهای درونی خودمان را به پنداری از خدا فرافکنی می کرده ایم. آنها برای تغییر این پندار، مراقبه هایی به سبک هندویی و بودایی را پیش نهاد می کنند.


5.    مراقبه های مورد نظر: اول، خندیدن؛ دوم، فعالیت ذهنی مثل خواندن کتاب تخیلی یا غیر آن، دیدن کنال های تلویزیون، رفتن به موزه، شطرنج، کلاس و سخنرانی...؛ سوم، «موسیقی آرام سبب افزایش مهارت های شناختی می شود و احساس خوب بودن معنوی ایجاد می کند. فعالیت ساده و تکراری که لذت بخش و دارای معنا باشد، انسان را به مرحله تمدد اعصاب عمیق می برد.» (همان.ص5) چهارم، خمیازه بکشید؛ «وقتی عبادت یا مراقبه می کنید خمیازه بکشید؛ زیرا بر شدت تجربه ی معنوی می افزاید.» (همان.ص6)

6.    مراقبه در مذاهب شرقی و هم چنین معنویت های کاذب در نقطه مقابل معنویت اسلامی قرار دارد، به طوری که در آنها توقف تفکر و خلسه و رخوت حالتی معنوی محسوب می شود و آمادگی برای تجربه های موهوم و تخیلات ارزش معنوی پیدا می کند. این ویژگی نه تنها در خمیازه بلکه در سایر مراقبه های شرقی نقش بنیادی دارد. «بعد از 10 تا 15 خمیازه احساس می کنید که باید ادامه بدهید و چشمهایتان اشک آلود می شود و بینی تان آبریزش پیدا می کند. احساس حضور می کنید و بی نهایت آرام و اسوده می شوید و به شدت هوشیار می شوید.» (همان.ص7)


7.    معنویت های کاذب در این باور اتفاق نظر دارند که با تغییرات کیهان شناختی معاصر تحولات معنوی و درونی در حال وقوع است و ما در آستانۀ عصر جدیدی از تمدن بشر هستیم. عصری که با آگاهی نوین معنوی شکل می گیرد، دورۀ ادیان گذشته به پایان می رسد، انسان به الوهیت درونی پی می برد و قدرت های فوق العاده خود را کشف می کند. «با نزدیک شدن منظومه شمسی به خورشید مرکزی، نیروی ادراکی ذهنی انسان ها افزایش می یابد. از آنجا که در آغاز یک عصر جدید قرار گرفته ایم؛ تصور می شود که بسیاری از رازهایی که تا کنون بر انسان ها پنهان بوده است، در این زمان بر همگان آشکار خواهد شد. این امر مهم از طریق دستیابی به بعد چهارم محقق می گردد، کسانی که به بعد چهارم نابینا باشند، از این مقوله محروم خواهند ماند. اشراف به ابعاد دیگر جهان هستی از طریق چشم سوم میسر می شود.» (جزوه هفتم.ص1)


8.    چشم سوم که در معنویت های کاذب مورد تأکید است، معمولاً نوعی تجربۀ توهمی است، که معمولاً شخص به احساس سرخوشی می رسد و ممکن است مکاشفات کاذب و موهومی داشته باشد. در برخی از موارد باز شدن چشم سوم به ارتباط با جانّ منجر می شود، چنانکه در بین یوگی ها، تمرین کنندگان عرفان حلقه، عرفان سرخ پوستی و سایر معنویت های کاذب رخ می دهد. «اشراف به ابعاد دیگر جهان هستی از طریق چشم سوم میسر می شود . افراد معمولی که فقط از چشم سر برای رؤیت استفاده می کنند، نسبت به متافیزیسن ها که از توانایی های چشم سوم بهره می گیرند نابینا محسوب می گردند. چشم سوم یک در، یک راه و یک روزنه به سوی نور و روشنایی است . بسیاری هستند که که می خواهند درباره ی چشم سوم بیشتر بدانند. اینان طالبان واقعی دانش حقیقی هستند.» (همان) در حالی که دانش واقعی در معنویت دینی خداشناسی و شناخت تکالیف در برابر اوست، نه تجربه های موهوم که گاهی با استفاده از گیاهان توهم زا در یوگا و عرفان سرخ پوستی دنبال می شود.


9.    تطبیق چشم سوم بر چشم دل که در روایات و منابع دینی آمده است. «چشم سوم بدان سبب گویند که چشم های فیزیکی راست و چپ را اول و دوم در نظر گرفته و دو تا حساب شده اند، پس این ساختار چشم سوم نام گرفته است. چشم دل عنوانی است که بیشتر در ادبیات عرفان  به کار می رود. معادل عربی آن «بصر قلب» است که در احادیث و روایات نیز بدان اشاره شده است.» (همان)


10.    بازشدن چشم سوم هدف عبادات: چشم سوم منطبق بر چاکرای ششم و یکی از مراکز ورود و خروج انرژی در هاله ی انرژی است، جای آن در کالبد اثیری است که با نقطه ای میان دو ابرو انطباق پیدا می کند. اثیر رقیق تر از گاز است و همان تصویری است که در خواب از خود یا دیگران می بینیم. (همان.ص2) «چاکرای ششم، مرکز فرماندهی ناظر بر چاکراهای دیگر و مسؤل نظار بر ذهن است. این چاکرا پل ارتباطی ابعاد فیزیک و متافیزیک انسان می باشد. بخش جلویی چاکرای ششم مسول تجسم فکری و توانایی تجسم و اندیشه کردن است.» (همان.ص3) قرار دادن پودر رنگی هندوها، قرار دادن جواهرات روی پیشانی در بودیسم، روی سینه گذاشتن صلیب مسحیان که نوکش به سوی پیشانی است، رنگ آمیزی چهره توسط سرخ پوستان و سجده در اسلام، برای همه برای تحریک آجناست. (همان.ص4و5) «انطباق محل سجده با مکان چشم سوم (پیشانی)، ارتباط هر دو با مسائل ماورائی و معنوی، بیان «ذکر» در سجده و بیان «مانترا» برای تحریک آجنا، فشار فیزیکی بر پیشانی به هنگام سجده و اثرات ماساژ و فشار بر پیشانی برای تحریک چشم سوم، سجده بر مهر از جنس خاک و استفاده از خاک، به عنوان منبع انرژی برای تحریک آجنا، گذاردن کافور بر پیشانی مرده و استفاده از کافور برای تحریک چشم سوم در متافیزیک و... همه نشان از ارتباط این دو مقوله (سجده و چشم سوم) با یکدیگر دارد.» (همان.ص6)


11.    تبلیغ نئوداروینیسم براساس تکامول هولارشیک: «در انسان های اولیه، کالبد فیزیکی و عملکردهای آن از طریق تکانه ها و تحریکات کالبد اثیری کنترل می گردیده است. در حالی که امروزه بر اساس مغز و ذهن کنترل می شود...انسان های قدیم از علم و دانش امروزی بی بهره بوده اند، ولی در عوض آن به طور مستقیم از کالبد اثیری بهره مند می شدند. با گذر زمان ارتباط انسان با کالبد اثیری کمتر شده و به جای آن، ارتباط با دانش اثیری برقرار گردیده است.» (همان.ص4) با توجه به اینکه عصر جدید دورۀ گشایش چشم سوم است. بشر آینده هم ذهن اثیری فعال و هم کالبد اثیری فعال خواهد داشت. احیاء سنت های بدوی در معنویت های کاذب نوظهور به منظور دست یابی به نوعی تکامل ترکیبی است.


12.    خطرناک بودن بازشدن چشم سوم بدون نظارت استاد: «فعال نمودن آجنا به علم، آگاهی و ظرفیت احتیاج دارد بدیهی است که فعال شدن چشم سوم قبل از حصول این موارد، می تواند فاجعه ایجاد کند. برخی از جویندگان و طالبان به دنبال شیوه های فوری و آنی برای فعال سازی چشم سوم می باشند. اینان غافل اند که در صورت دستیابی به این شیوه ها، بزرگترین ضررها و آسیب ها را به خود وارد خواهند نمود. انجام تمرین های منظم و مستمر، زیر نظر مربی آگاه و ورزیده، می تواند آجنا را بیدار نماید. دقت نمایید انجام تمرین بدون داشتن و نظارت مربی عالم و عامل، تبعات و مشکلات فراوان به دنبال خواهد داشت» (جزوه هشتم.ص1) ایشان تأکید می کنند که تمرینات بیست درصد کار است و شرکت در جلسات با حضور استاد هشتاد درصد تأثیر دارد. به عبارت دیگر معنویت بدون خدا و دین امکان پذیر و سلامت بخش است، اما بدون استاد غیر ممکن و زیان بار.


13.    آموزش یوگا: یکی از مراحل یوگای هشتگانه با عنوان ساواشا است که معمولاً پاکیزگی ترجمه می شود. ساواشا شش روش دارد. یک، نوشیدن آب نمک و بالاآوردن آن، دو، کشیدن آب از طریق مقعد به داخل راست روده و خارج کردن. سوم، شستشوی بینی با آب یا نخ به شیوه ای خاص. چهارم، خیره شدن به شمع. پنجم، چرخاندن عضلات شکم و ششم، تنفس به روش های ویژه. در تمرینات متاریدینگ، سه روش از اینها به صورت علنی و عمومی آموزش داده می شود: «شستشوی حفرات و سینوس های بینی که باید زیر نظر استاد و طبق اصول خاصی انجام گردد... تنفس سایشی که باید در حضور استاد انجم شود. در این حالت انتهای گلو و کام نرم توسط هوای دم و بازدم به ارتعاش در می آید...» (همان.ص1) و خیره شدن به شمع که در کلاس انجام می شود.


14.    «تجسم نهری از نور طلایی که از ناحیه ی پسین لگن به سمت نخاع و مغز می آید و نهری از نور صورتی که از ناحیه ی پیشین لگن به سمت نخاع و مغز در حرکت است، به طوری که این دو نهر در بالا به هم دیگر رسیده، به صورت قوس یکدیگر را قطع می کنند. این تمرین باید در حالت مراقبه انجام شود.» (همان.ص2)


15.    «برای فعال سازی آجنا می توان طالب را به حالت خلسه فروبرد و پیشانی بر پیشانی او گذاشت. (چشم سوم استاد بر روی چشم سوم سوژه قرار می گیرد)،... باربارا برنن در کتاب معروف خود (هاله درمانی با دستان شفابخش) نیز تمرین هایی برای این منظور ارائه کرده است. «لوبسانگ رمپا» در کتاب چشم سوم از شیوه های فیزیکی خشن برای باز کردن چشم سوم که برای وی اتفاق افتاده است، یاد می کند.» (همان.ص2)


16.    روی یک صندلی راحت بنشینید و در حالت آرامش قرار بگیرید. می توانید در حین تمرین موسیقی دلخواه خود استفاده کنید، البته موسیقی باید ملایم و آرامش بخش باشد...با تمرکز بر دید چشم سوم خود، به تصویری نگاه کنید یا تصویری را در ذهن مجسم نمایید.... زمانی خواهد رسید که بتوانید بدون آن که ابتدا به تصویر نگاه کنید، نور را در سر خود مشاهده کنید. به هر حال با کمک یا بدون کمک حس بینایی، شما خواهید توانست نتایج سودمندی کسب کنید، آنگاه که نور درون را می بینید، وقت آن رسیده است که آنچه می خواهید طلب کنید. در این حالت خواستن، واقعا توانستن است.... بعد از مدتی تمرین، شما خواهید توانست آن چنان آرامشی در خود ایجاد کنید، که کاملاً بر موضوع دیداری تمرکز داشته باشید و بتوانید جسم خود را در حالت خواب ترک کرده، از طریق چشم سوم به سفر بپردازید. کسانی که از حلقه ی طلایی عبور می کنند و تونل مربوطه را پشت سر می گذارند وارد عالم اختری می شوند. این که از اینجا به کجا سفر کنید، به آگاهی شما بستگی دارد زیرا این آگاهی شما است که هر چه در این سطح می بینید به وجوند می آورد.» (همان.ص4)


17.    تطبیق این مطالب بر روایات معراج پیامبر. (همان.ص6و7)


18.    بازکردن چشم سوم با بیداری مار آتشین درون به نام کندالینی که در پایین ترین چاکرا نهفته است امکان پذیر است و تحریکات جنسی در بیداری آن مؤثر است.


19.    بیداری کندالینی با عوارض جسمی و روانی همراه است که برون ریزی نامیده می شود. در یوگا و حلقه شاید این برون ریزی ها هستیم.


20.    تلاش برای بیداری کندالینی و باز شدن چشم سوم، تلاش های برای ارتباط با جانّ است و این مفاهیم، چشم سوم، کندالینی، مار درون و افعی و غیره جنبه نمادین دارد. این موضوع در ارتباط با سایر معنویت های نوظهوری که روش و مبانی با متاریدینگ همانند هستند، مشاهده شده است.


منبع: موسسه بهداشت معنوی

در این باره بخوانید: ادعای حفظ قرآن در عرض یک ماه با محوریت تبلیغ عرفان کاذب

نظرات

فقط اعضای سایت قادر به استفاده از بخش نظرات هستند.