جنگ جهانی زامبی

جنگ جهانی زامبی shia+muslim                   
زامبی‌ها به انسانهای شهر فیلادلفیا حمله کردند و با گاز گرفتن آنها طی 12 ثانیه زامبی دیگری بوجود می‌آید سرعت تبدیل انسانهای دیگر به زامبی‌های جدید آنقدر زیاد است که جای واکنش و یا حتی فرار نیز بجا نمی‌گذارد

به گزارش مصاف به نقل از سرویس فضای مجازی خبرگزاری فارس، وبلاگ نوشته‌های یک قلم نوشت: همه چیز در فیلادلفیا روال عادی خود را دارد تا اینکه ناگهان مخاطب با دیدن تهاجم  انسانهایی وحشی که به سرعت می‌دوند و حمله میکنند غافل گیر می شود، معلوم می شود این افراد به نوعی ویروس مبتلا شده و خصلتهایی غیر انسانی پیدا کرده اند نام زامبی نام مشهوری است که پیش از این در فیلمها و بازی های متعددی بکار رفته.
 
زامبی ها به انسانهای شهر فیلادلفیا حمله کرد  و با گاز گرفتن آنها طی 12 ثانیه زامبی دیگری بوجود می‌آید سرعت تبدیل انسانهای دیگر به زامبی های جدید آنقدر زیاد است که جای واکنش و یا حتی فرار نیز  بجا نمی گذارد.
 
شخصیت اصلی فیلم گری لین یک مامور سابق تجسس سازمان ملل است که سالهای زیادی از عمرش را در کشورهای در حال جنگ و نزاع گذرانده اما حالا به دلیل رسیدگی به خانواده و مشکلاتی که در موقعیت شغلی اش در سازمان ملل با ان روبرو شده، برای همیشه این کار را ترک کرده است..
 
بزودی مخاطب با دنیایی روبرو میشود که زامبی ها آن را تسخیر کرده اند و گری لین مامور سابق تجسس سازمان ملل بنا بر تخصص خود به خدمت فراخوانده میشود  خدمتی که از حد مشکلات فردی او و سازمان ملل فراتر است و او بدون درنگ همکاری با سازمان ملل را قبول می کند.
 
وابستگی او به سازمان ملل به بیننده حس بی طرفی و مستقل بودن را القا میکند.
 
او فیلادلفیا را به مقصد نیوآرک، نیوجرسی ترک می کند جایی که او و خانواده اش توسط هلکوپترهای نجات به یک ناو هواپیمابر دور از ساحل برده میشوند.  آنجا به او پیشنهاد معامله ای میشود: اینکه اگر او موافقت کند با یک اپیدمیولوژیست و تیم محرمانه اش در جستجوی بیمار Zero یا اولین فردی که به این بیماری مبتلا شده همکاری کند، او و اعضای خانواده اش می توانند درون ناو برای همیشه در امان باشند. سپس او سوار هلکوپتری نظامی با مقصد کره جنوبی میشود.
 
او مشخصا بدنبال  چگونگی ایجاد و  انتشار این ویروس است، کره جنوبی اولین جایی است که زامبی ها  گزارش شده است اما در کره جنوبی نکته قابل توجهی بدست نمی آید جز تاجر اسلحه ای که با سی آی ای ارتباط داشته و به کره شمالی اسلحه می فروخته و هم اکنون در بازداشت سربازان سازمان ملل است مکالمه میان گری لین و او شاید چکیده کل فیلم  است آنجا که گری می پرسد:
 
 
 
 
مرد: اونها ویروس رو به تمام طرفدارانشون میفروشن.
 
گری: چرا به کره ای ها اسلحه میفروختی؟
 
مرد: چرا نفروشم؟
 
گری: برای زنده موندن؟
 
مرد: البته
 
گری: با اسلحه های تو
 
مرد: اسلحه ها بدرد می خورن، تاثیر گذارن
 
گری: چطوری؟
 
مرد آخرین دندان مانده در دهانش را  به سختی از ریشه در می آورد و به گری میگوید: اونها قدرت تشریحی زامبیها  را برداشتند، اونا تمام بیست وسه میلیون نفر رو تو کمتر از بیست و چهار ساعت از پا در آوردند.
 
بزرگترین شاهکار مهندسی اجتماعی تاریخ، ماهرانه است. نه دندونی نه گاز گرفتنی، نه شیوع وسیعی
 
گری: مزخرفه
 
مرد: چرا باید برای متوقف کردنشون اونها رو بسوزونید؟
 
چرا مثل طاعون دارن پیشرفت می کنن؟ چرا اسرائیل داره پیروز می شه؟
 
گری: چطور اسرائیل داره پیروز میشه؟
 
مرد: اونها کل کشورشون رو مهر و موم کردن و بستن. روزها قبل از اینکه زامبی ها به آدمها حمله کنند.
 
اول بدونی، اول هم اقدام میکنی.
 
گری: مردم دو هزار ساله اونجا دارن دیوار می سازن.
 
مرد:  آره تموم شده، تموم اون هزاران سال کار، هفته پیش تموم شده. همه چی بسته به زمان بندی بی عیب و نقصه.
 
سپس او یورگن ورمبارن را به گری معرفی می کند تا در جستجوی جواب سئوالش در اورشلیم با او دیدار کند.
 
ورمبارن، علت ساخت دیوار را شایعه ای  دانسته که در موردش تحقیق کرده و به درست بودنش اعتقاد پیدا کرده او اولین بار در اطلاعیه ای از ارتش هند با زامبی ها مواجه شده.
 
او در مسیر بازدید از دیوار حائل امنیتی در بیت المقدس به گری می گوید یهودی ها در 1930  باور نمیکردند به اردوگاههای کار اجباری نازی ها بروند و یا در المپیک 1972 قتل عام بشن و یا جنگ 1973 اعراب بر علیه اسرائیل را باور نمیکردند با انکه شاهد تحرک ارتشهای عربی بودند.
 
اینبار اما با درس گرفتن از خطرات احتمالی ورمبارن کارمند بلند مرتبه موساد با کشف این خطر دیوار حائل بیت المقدس را بعنوان راه نجات در اسرائیل اجرا کرده.
 
سپس گری را به خانه ای می برد که از پنجره اش دیوار حائل شهر بیت المقدس را می بیند دیوارهایی بلند و استحکاماتی  محکم از جنس دیوار حائلی که امروز در فلسطین اشغالی موجود است.
 
ورمبارن می گوید: اینها هم دروازه های نجات و دیوارهای محکم اورشلیمه دو تا از محکم ترین استحکامات امنیتی اسرائیل.
 
گری با مشاهده ورود مردم که ظاهرهای اسلامی وعربی دارند، می پرسد: شما مردم رو راه میدین.
 
ورمبارن: هر انسانی رو که نجات می دیم یک زامبی برای مبارزه کمتر میشه.
 
سربازهای اسرائیل در این فیلم سربازان صلحی هستند که هر لحظه ممکن است توسط زامبی ها به خطر بیافتد. انها حافظ بیت المقدس مردم یهود و مسلمانانی هستند که پناهنده شده اند. و جالب اینکه سربازان شجاعی که تا پای جان با زامبی ها می جنگند.                        
 
سپس مردمان صلح طلب درون میدان که گروهی پرچم اسرائیل و گروهی پرچم فلسطین بدست دارند در کمال صلح و آرامش شروع به خواندن سرودهای عبری کرده و در فضایی صمیمانه به شادی و سرور می پردازند. یهودی ها در حال انجام عبادات خود و مسلمانها در حال انجام نماز جماعتند.دختری عریان و یهودی و دختری محجبه و مسلمان رو در روی هم سرود عبری صلح می‌خوانند.
 
مردمان عرب مسلمان به استقبال صلح می روند و به اسرائیل سرزمین امن پناه می اورند و در پناه آرامش این سرزمین به پایکوبی می پردازند.
 
در همین زمان هلی کوپتری از روی جمعیت می گذرد و همراهی دوربین با آن نمایی از بیرون دیوارهای بلند امنیتی به نمایش میگذارد. جایی که زامبی ها از اطراف به سمت دیوارها حرکت می کنند اما به سد بزرگ دیوارهای حائل برخورده و متوقف میشوند.
 
زامبی ها به صدا حساس هستند و صدا موجب تحریک و جذب انها به سمت مرکز صدا می شود، سر و صدای زیاد پایکوبی صلح باعث تحریک زامبی ها و حمله دیوانه وار به دیوارها میشود زامبی ها ی پراکنده از سر و کول هم بالا رفته و تپه ای زامبی بوجود می اید که به سرعت ارتفاعش به بالای دیوارها می رسد و به داخل بیت المقدس سرازیر می شوند. و بیت المقدس هم از سقوط می کند.تعداد زیاد زامبی ها و هجمه سریع و برق آسای آنها جایی برای مقاومت نمی گذارد.
 
در این میان تنها پسرکی لاغر اندام و پیر مردی نحیف مورد هجمه قرار نمی گیرند گویی زامبی ها انها را نمی بینند این صحنه ها را گری در حین فرار می بیند.
 
سرباز زن اسرائیلی که مامور حفاظت از گری است و او را به سمت فرودگاه هدایت می کند در درگیری ها توسط یک زامبی گاز گرفته میشود و گری نیز برای عدم تبدیل او به زامبی دستش را قطع میکند.
 
این زن تا آخر فیلم همسفر گری میشود. انها خود را به هواپیمای در حال پرواز می رسانند. گری از پنجره منطقه بیت المقدس و قبه الصخره را می بیند که در درگیری و دود و خون مورد هجمه زامبی ها قرار گرفته و آخرین دژ دفاعی در برابر زامبی ها هم فروریخته.
 
هم اکنون گری در آخرین هواپیمایی که حامل یهودیان آواره و سرگردان است  و قبل از حمله زامبی ها به فرودگاه توانست برخیزد ، نشسته در حالی که مسافران و خلبانان هواپیما مقصدی ندارند.این شرایط تکراری قوم آواره یهود را تداعی می کند که در فیلمهای دیگر نیز به اشکال مختلف نمود دارد.
 
گری پس از مداوای دست سرباز زن یهودی است که در ذهنش صحنه های گذشته از زامبی ها و افراد معدودی که زامبی ها به انها حمله نبردند را مرور می کند و  نقطه ضعف زامبی ها را در می یابد.
 
او بنا بر راهنمایی مامور سازمان ملل  به ولز میرود به تاسیسات سازمان جهانی بهداشت و آزمایشگاههای مجهز آن که پزشکانش یکی از بخشهایش خود تبدیل به زامبی شده اند.
 
محققین در حال بررسی زامبی ها هستند انها می دانند که گلوله زامبی ها را متوقف نمی کند اما راه چاره ای هم جز شلیک به سر آنها نمی شناسند. آنجاست که او  فرضیه خود را امتحان میکند او دریافته که افرادی که زامبی ها به انها حمله نکرده اند بیماران تیفوسی مننژیت و... هستند پس در این مرکز تحقیقاتی میکروب این بیماری ها را به خود تزریق کرده و موفقیت روشش را در می یابد و در حالی که زامبی ها او را نمی بینند از کنار شان عبور می کند.
 
عملکرد این روش اینگونه است که زامبی ها افرادی که در حال مرگ هستند و با این بیماری ها آلوده شده اند را بعنوان موجودی در حال مرگ تشخیص داده و به انها کاری ندارند.
 
بزودی واکسنهای اماده این روش بعنوان استتار و نامرئی کننده در چشم زامبی ها در سرتاسر جهان توزیع شده و افراد معدود باقی مانده  در جهان با واکسینه شدن شروع به تجمع و مقابله  و کشتار زامبی ها می کنند.
 
سپس تپه های بلندی از اجساد زامبی ها نمایش داده می شود که بلدوزرها در حال تل انبار کردن  و به آتش کشیدن انها هستند.
 
در حالی که گوینده ناشناسی می گوید این اولشه مردن، مرگ این پایانتونه. هر چند جهنم بده اما برید به جهنم زامبی ها.
 
سپس راوی گری است که می گوید: اگر میتونی بجنگی، بجنگ . به کودکان کمک کنید. برای هر چیزی اماده باشید.
 
و آخرین جمله و شگفت انگیز ترین جمله که با پایان یافتن درام داستان گفته می شود:  جنگ ما تازه شروع شده.

                                            
 
زامبی ها اگر چه که داستان تکراری هستند که در فیلمهای متعددی چون رزیدنت اویل، من یک افسانه ام و بازی هایی چون  ندای وظیفه نیز دیده شده اند اما جنگ جهانی زامبی ها از زامبی های بی هویت که در رزیدنت اویل از یک مرکز تحقیقاتی سر برآورده و  امریکا را اشغال کرده اند  و تنها موجودات وحشی هستند زامبی های با هویتی می سازد  که اینبار با سرعت شگفت آور خود به سرعت دنیا را به اشغال در می آورند.
 
آخرین شهر باقی مانده اورشلیم است و آخرین دژ دفاعی دیوارهای حائل ساخت دست اسرائیلی ها ، فیلم خیلی زود نیت خود را آشکار میکند زامبی ها همان مسلمانانی هستند که به سرعت در حال پیشروی و فتح سنگرهای جهان هستند و آخرین دژ باقی مانده که مسلمانها نتوانسته اند انرا به تسخیر خود در آورند اسرائیل است که بنا بر حساسیت قومی – یهودی خود تنها از نوادگان بنی اسرائیل تشکیل شده است وزامبی ها در ان راهی ندارند .
 
اما منظور از این سرعت انتشار چیست، طی سالهای اخیر موجی غیر قابل کنترل از مردمان کشورهای اروپایی و آمریکایی که به اسلام روی اورده اند وحشت صهیونیستها و کشورهای استعماری را در پی داشته  و شاید این موج است که در فیلم به شکل موج واگیردار رجوع به اسلام به نمایش در امده.
 
 
 
 
ارتش اسرائیل در فیلم به مسلمانان خاصی که به آنها روی آورند  پناه می دهند و با آنها سرود صلح می خوانند و پرچم فلسطین و اسرائیل تکان می دهند و پایکوبی می کنند تا این مسلمانان پناه آورده تبدیل به زامبی های مهاجم نشوند . اما در محتوای کل فیلم نمی توان هویت ضد صهیونیستی  زامبی ها و اماره هایی چون دیوار حائل را نادیده گرفت و زامبی ها را هویتی جز مسلمانان در نظر گرفت.
 
اصلا فیلم را با هیچ زاویه دیدی جز یک صهیونیست نباید نگاه کرد چرا که جز یک فیلم تخیلی که نهایتا قطعه ای از ان در بیت المقدس اجرا میشود به چشم نخواهد امد.
 
اما در چشم یک صهیونیست  ویروسی که به سرعت جهان را به تسخیر خود در آورده و چیزی را یارای مقاومت در برابر ان نیست و بزودی بیت المقدس را از دست انها خارج می کند چیست؟
 
پس از  اعزام یهودی ها به اردوگاههای کار اجباری توسط نازی ها وکشتار در المپیک 1972 و حمله اعراب در 1973 تهدید بعدی اسرائیل چیست، که برایش به ساخت دیوار حائل ان هم در بیت المقدس روی آورده اند؟
 
اینها چه کسانی هستند که گلوله توان متوقف کردن آنها را ندارد؟ در جهان واقع چه کسانی هستند که بدنبال فتح بیت المقدس هستند؟
 
نقش دیوار های حائل اسرائیلی  و علت شباهتشان به دژهای این فیلم در چیست؟چرا دو هزار سال است مردمان در این سرزمین در حال ساخت دیوار هستند؟
 
هواپیمای حامل یهودی ها بعنوان آخرین وسیله نجات چرا باز هم سرگردان و آواره است؟
 
و بنا بر جمله پایانی فیلم این چه جنگی است که تازه آغاز شده؟
 
این سئوالات می تواند تلنگرهایی باشند برای حل معمای پشت پرده این فیلم اما بد نیست رجوعی نیز به قرآن کنیم تا برخی شباهتها را بررسی کنیم.
 
قرآن کریم در سوره حشر آیه 14میفرماید:
 
اینها (یهودیان) دسته جمعى با شما نمى‏ جنگند مگر در داخل قریه ‏هاى محکم و یا از پس دیوارها (خود را پنهان سازند).
 
وهمچنین در سوره اسرا آیه 7 می فرماید:
 
 آن گاه که وقت انتقام ظلم‏هاى شما ( یهود ) فرا رسید باز بندگانى قوى و جنگ ‏آور را بر شما مسلط مى‏ کنیم تا اثر بیچارگى و خوف و اندوه رخسار شما ظاهر شود و به مسجد، معبد بزرگ شما- مانند بار اول- داخل شوند و ویران کنند و به هر چه رسند نابود ساخته و به هر کس تسلط یابند به سختى هلاک گردانند
 
انها از هم اکنون بدنبال راهی برای مخفی شدن از دید زامبی ها می گردند تا باری دیگر پس از شکست  با استفاده از نقاط ضعف آنها نتیجه اول و آخر را برای زامبی رقم بزنند، مرگ.
 
عبور از دیوار حائل منتقد را بیاد عبور ماشینها از دیواره شهر زایون در ماتریکس می اندازد. به هر حال در دسته فیلمهای  آخر الزمان تخیلی حس مورد تهاجم قرار گفتن اسرائیل و صهیونیست چند سالی است که مطرح میشود اما جنگ جهانی زامبی ها بر خلاف ماترکس و دیگر فیلمها که نهایتا زایون ( نام کوه صهیون ) را بعنوان شهر باقی مانده انسانها مطرح می کنند دست از رو دربایستی برداشته و بسیار عریان مورد تهاجم قرار گرفتن آخرین شهر انسانها،  اورشلیم را به تصویر می کشد.
 

کلید واژه های مطلب: جنگ   Ø¬Ù‡Ø§Ù†ÛŒ   Ø²Ø§Ù…بی   shia   muslim   

نظرات

فقط اعضای سایت قادر به استفاده از بخش نظرات هستند.