برگشت من با خداست

برگشت من با خداست shia+muslim                   
سعید قهاری‌سعید فرزند حسین‌علی متولد پنجم فروردین ماه 1331. در خانه‌ای با صفا و آغشته به عشق و نور الهی و ولایت اهل بیت عصمت و طهارت (ع) در روستای چنار علیا شهرستان اسدآباد از توابع استان همدان به دنیا آمد.

حاج سعید از همان روزهای آغازین مسئولیت در لشكر 3 با درایت و مدیریت منحصر به فردی كه داشت صرفاً مسئولیت فرماندهی نظامی لشكر را برای خود پیشه نساخت بلكه همزمان با این مسئولیت سنگین به مسائل معیشتی كاركنان، امورات فرهنگی و تقویت صف و ستاد تواماً پرداخت. چرا كه ایشان پیشرفت یگان را همه جانبه می‌پسندید و ضعف در هر یك از آنها را تأثیرگذار بر دیگری می‌دانست. ایشان سركشی به خانواده‌های شهدا و ایثارگر و جانباز و پاسدار را در ارومیه نیز مانند دیگر شهرهای محل خدمتش آغاز كرد. او هنگام سركشی از خانواده‌ها با تمام اعضای خانواده صحبت می‌كرد و با صبر و حوصله فراوان به حل و فصل مشكلات آنها می‌پرداخت. وی هنگام سركشی برای یكایك فرزندان شهدا و خانواده‌ها هدایایی از قبیل اسباب بازی و لوازم التحریر به همراه می‌برد و باعث خوشحالی بچه‌ها می‌شد. وی حتی به دورترین روستاهای ارومیه جهت سركشی به خانواده‌های شهدا مراجعه می‌كرد به نحوی كه ساعت 12 شب به بعد به منزل خود باز می‌گشت. دوره كوتاه خدمت حاج سعید در سمت فرماندهی لشكر 3 نیروی مخصوص حمزه سید الشهدا با تمام صداقت و خلوص پس از گذشت چهار ماه در تاریخ 4 اسفند 1385 در ارومیه و در ارتفاعات جهنم دره مرز بین ایران و تركیه در درگیری با اشرار و گروهك پژاك همراه با 14 تن دیگر از پاسداران لشكر3 به پایان رسید و حاج سعید به همراه یاران ارتشی و سپاهی خود دعوت حق را لبیك گفت و به دیدار معبودش شتافت.

هنگام رفتن وقتی از ایشان سۆال كردم كی بر می‌گردید؟ پاسخ داد این بار برگشت با خداست. در صورتی كه در عملیات‌های گذشته همیشه می‌گفت: انشاء الله بر می‌گردم نگران نباش

همسر سردار شهید حاج سعید قهاری سعید نقل می کند: بزرگ‌ترین پشتوانه هر خانواده‌ای مرد آن خانواده است كه پدر بچه‌ها است و بزرگ آنها و خانواده ما برای حفظ نظام و رهبری پشتوانه‌اش را هدیه كرده است. بسیار ولایت مدار بود و در هر شرایطی با بصیرت و آگاهی كامل عمل می‌كرد. او تابع محض ولایت بود و همین مطیع بودن، ایشان را به شركت در عملیاتهای سخت و خطرناك وا می‌داشت از جمله عملیاتی كه منجر به شهادتش شد. زمانی كه ایشان را برای عملیات بدرقه می‌كردم پرسیدم؟ چرا الآن؟ اینگونه؟ و او جواب داد ما تابع حضرت امام (ره) بودیم و حالا تابع جانشین برحق ایشان.
هنگام رفتن وقتی از ایشان سۆال كردم كی بر می‌گردید؟ پاسخ داد این بار برگشت با خداست. در صورتی كه در عملیات‌های گذشته همیشه می‌گفت: انشاء الله بر می‌گردم نگران نباش. در حقیقت باید بگویم ایشان این بار حال و هوای دیگری داشتند. چهره‌اش كاملاً نورانی شده بود. طوری كه بچه‌ها هم متوجه این تغییر شده بودند. در نماز شب‌هایش دائم دعای «اللهم ارزقنا توفیق الشهادة فی سبیلك» را تكرار می‌كرد. بچه‌ها را قسم می‌داد برای شهادتش دعا كنند.

شهادت حق ایشان بود و به قول حضرت آقا حیف بود كه شهید نشوند. بنابراین اگر سعید شهید نمی‌شد برای من جای شك داشت. كسی كه پنج بار مجروح شد و بارها تا مرز شهادت رفته بود.


فرآوری: سامیه امینی
منبع: تبیان

شهید سعید قهاری‌

کلید واژه های مطلب: برگشت   Ù…Ù†   Ø¨Ø§   Ø®Ø¯Ø§Ø³Øª   shia   muslim   

نظرات

فقط اعضای سایت قادر به استفاده از بخش نظرات هستند.