ماه من مهتاب است...

ماه من مهتاب است... shia+muslim                   
می نشینم سر سجاده‌ی یار چشم می‌دوزم به تمنای نسیم و سکوت دم صبح...

می نشینم سر سجاده‌ی یار

چشم می‌دوزم به تمنای نسیم

و سکوت دم صبح... 

یار من مهتاب است.

و در این خلوت مهتابی شب 

او که مقصود من است

و نوای خوش پایان فراق 

دست در دست طلوع 

می دهد مژده‌ی نزدیکی صبح 

و غروب شب آشفته‌ی ققنوس خیال.

در دم ظلمت و تشویش و صدای ترک چینی عشق 

یار من مهتاب است...

یار من منتظر است... 

تا بتابد نوری 

 نوری از عشق به حق

تا بیاید به زمین 

و بگیرد در دست

شانه‌ی کودک رنجور بشر.

یار من در راه است...

پس چرا منتظر صوت حجازی نشوم؟

و به دیدار جمالش نروم؟

ماه من در راه است...


کلید واژه های مطلب: ماه   Ù…Ù†   Ù…هتاب   Ø§Ø³Øª            shia   muslim   

نظرات

فقط اعضای سایت قادر به استفاده از بخش نظرات هستند.